X
تبلیغات
رایتل

دجال المسیح ... انسآن،حیوآن، شیطآن و خدای سبحآن و ...

ظهور منِ داغان، دجال المسیح، ضد مسیح ... مسیح دروغین و مهدی صاحب الزمان

بهشت بزبزقندی و نیلوفری

بهشت بزبزقندی ... منتسب به فرعون ... از برای افرادی حوالی عصر حاضر است که چاکراه های آنان بسوی عصر فرعون هرز می رود تا فراعنه را طول عمرهای طولانی دهند ... چنین بهشتی می بایست توسط دهر ماشین بنا نهاده شده باشد ... و دهر ماشین آن باشد که سرآغاز آن را می توان هنگام پیدایش اهرام ثلاثه رهگیری نمودن ... و دهر ماشین آن باشد که مستقیماً وابسته به قطب مرکزی زمین و قطبین مغناطیسی است ... و یکی از عوامل بسیار فعال آن "شیطان رجیم" نام دارد که دارای مقام هایی چون "نیلوفری" و "انگره مینو" است ...
و دهر "کا" و تن های مویین با ظاهر حوضچه ای تمیز و آتشین به رنگ نارنجی ... که مسیرهای جاری "کا" از آن عبور نموده و به "معبد اورانوس" منتهی گردیدن ...
و لیکن این دو دهر با یکدیگر همکار بودن و از سویی دیگر دهری نیز وابسته به مثلث برمودا وجود دارد که یحتمل تن عیسی ابن مریم (ع) همزمان با جنگ جهانی دوم از طریق آن درگاه عبور نموده و تا دو هزار سال قبل سفر زمانی نمودن تا در آنجا به متولد گردیدن ...
و گویی کلیه این اقدامات کار "صهیونیست" بین المللی باشد ...
و فراماسونری به اتصال تن "فرعون" در ماقبل به تن "مسیح" در مابعد گفته می شود که باعث انتقال انرژی حیاتی از برای فرعون گردیدن که طول عمرهایی طولانی را در ایشان سبب گردیدن و لیکن از دگر سوی در دوران آینده ... شخصیت اهدا کننده انرژی در عصر مابعد با کم و کاستی در تنظیم انرژی و رخوت مواجه گردیدن که معمولاً به اعتیاد ختم می گردد ...
و دهر خورشیدی یا قطب شمالی که شناسایی کننده عده ای از فرشتگان با ظاهر بید یا پروانه ای شکل است ...
و شخصیتی بنام "عزازل" که از طریق بهشت بزبزقندی همواره روال ظهور و تولد چنین پروانه هایی را بر زمین به عهده داشتن و لیکن این پروانه ها نماینده تشکیل دادن حکومتی نوین برابعاد نهان زمین بودن که از آن تحت حکومت "مهدی صاحب الزمان" یاد می گردد و لذا گویی این حکومت از طریق درگاه هایی صهیونیستی به عصر ماقبل انتقال داده شدن تا مسبب تشکیل دوره سلطنت فراعنه بر روی زمین گردد ...
و کتیبه ها و تصاویری بر جای مانده از سوی فراعنه که همگی آنان وقوع حوادث و رخدادهایی را در آینده به تصویر کشیدن و لیکن گویی آن فراعنه را نیرویی بودن که قادر بودند از طریق پشت پلک ها و پشت چشم خویش قادر به دریافت و روئیت تصاویری نورانی و با کیفیت گردیدن که می بایست ایشان را دیدی عطا نمودن که توسط آن قادر بودند علاوه بر داشتن حس بینایی جهت مشاهده عالم واقعی ... از طریق آن بُعدِ دیگر قادر به مشاهده حوادث و وقایعی در عوالم دیگر یا بازه های زمانی متعلق به ماقبل و یا مابعد بر روی زمین گردند ... و لیکن از آنجا که زمین همواره در حال گردش حول خورشید بودن ... لیکن می توان همواره از طریق بودن و واقع شدن در زمان "حال" ... موقعیت دومی نیز از برای زمین به تصور نمودن که معمولاً می بایست در نقطه ای مقابل و عکس نقطه کنونی خود قرار داشتن و لیکن با محاسبات میزان سال های گذشته یا آینده همواره قادر بودن تا از طریق آن بینش آینه ای یا همان "آینه دل" از آتش درون خورشید بطور فرضی گذشتن تا که قادر گردیدن بر تقدیر احوال آینده زمین و رخدادهایی از آن اطلاع یافتن و با شگردهایی نیز بر آن تسلط داشتن ...

من جمله طرح های مهم از کتیبه های فراعنه می توان به تصویری اشاره نمودن که شخصیتی در حال سحر و افسون و اجرای تنظیماتی روی دو "شیر" بودن که یکی از این شیران در کنار اهرام ثلاثه بنام "اسفنکس" ساخته شده است و دیگری ظاهراً متعلق به عصر حاضر بودن و متعلق به سرزمین ایران است که از نشانه های ظهور و بروز آن می توان به شمایل نقشه ایران اشاره نمودن که دارای نمایی ظاهری به شکل شیر یا گربه باشد ...

از طرفی موقعیت وقوع شخصیتی بنام "عزازل" می بایست در میان آن حوضچه "کا" قرار داشتن که دارای آتشی بودن که تن هایی کوانتمی از آدمان در اندرونی آن بسان مومی مذاب به جاری گردیدن ... و لیکن این موم مذاب و تن های آن از طریق ساخت اهرام کوچک و بزرگ جهت تدفین اموات در دروان های ماقبل نتیجه گردیدن که موجب مورد توجه قرار گرفتن این اهرام از سوی قطب زمین گردیدن تا که بتواند از روی تن های اموات درون هرم نوعی "لایه برداری کوانتمی" انجام دادن و پس از آن این لایه های کوانتمی از تن های اموات در اثر گردش ماه حول زمین معمولاً در مدار گردش ماه دور زمین در حلقه ای وقوع یافتن و همواره در حال کوبیده شدن و همزدگی گردیدن که یحتمل موجب ایجاد نوعی "کرم" یا "مرحم" اندر دل زمین گردیدن که اضافات آن بسوی حوضچه ای در دل زمین سرازیر گردیدن و احتمالاً آن را مصارفی بودن که نویسنده هم اکنون از آن با خبر به نبودن ... و لیکن آن مذاب مومین اندر دل این حوضچه گویی که زنده و دارای جانی آتشین بودن و شخصیت این آتش بسان اژدهایی باشد که از آن تحت عنوان "عزازل" یاد می گردد و آن حوضچه ای مومین و آتشین صاف و تمیز در دل زمین است ...
از سویی دیگر با توجه به اینکه غیر از نسل آدمان نسل های بسیاری از سایر جانداران و حتی دایناسورها نیز بر زمین زیسته اند ... لذا یحتمل از برای تن های این گونه از موجودات نیز می بایست ایده ها و راهکارهایی طبیعی یا مصنوعی در بطن زمین شکل گرفتن که یحتمل یکی از ایشان ذخیره منابع قابل توجهی از نفت و گاز اندر دل زمین به گردیدن ...
و آن بهشت بزبزقندی فی الواقع امکاناتی بودن که متعلق به دنیای اموات ادیان یهودیت، مسیحیت و مسلمانان بودن و هر سه دین فوق پس از تشکیل حکومت فراعنه بر زمین و آغاز تمدن جدید شکل گرفته و بنوعی در پی تکامل یکدیگر بودند و لیکن آن عالم اموات به دلیل اعتقاد بشر به جاودانگی با کمک خدایان زمین من جانب قطب مرکزی منظومه شمسی بر زمین تشکیل گردیدن و لازم به توضیح است که پس از به خاک سپردن اموات با در نظر گرفتن بازه های زمانی کوتاه مدت و بلند ... نوری مینوی از سوی ایشان در بستر زمین تشکیل گردیدن که به آن "نور الاموات" گویند و لیکن از برای مدیریت جامع "نور الاموات زمین" در میان فرشتگان زمین مقامی به تعریف گردیدن که از آن ابتدا و در زمان حکومت فراعنه تحت عنوان "اوزیریس" و سپس او را نام به "عزرائیل" تغییر یافتن و در میان آیات قرآن نیز از ایشان تحت عنوان "ملک الموت" یاد گردیده است ... و البته در دوران حکومت فرعون بر زمین از شخصیت هایی به عنوان "ملک الموت" یاد گردیدن که من جمله ایشان می توان به "آنبیس" و "آموت" اشاره نمود ... که البته نویسنده با مطالعاتی در این خصوص چنین به نتیجه رسیدن که آن ایزدان "آنبیس" و "آموت" افرادی باشند که همواره مابین حوضچه مومین و معبد اورانوس در حال سفر و گشت و گذار می باشند ... و آن "اوزیریس" یا "عزرائیل" به مرور زمان و با حمایت دسته ای از فرشتگان و پریان کم کم بر زمین قدرت گرفتن و قادر به مدیریت طیف وسیعی از نور الاموات زمین به گردیدن که منبع قابل توجهی بر روی زمین بود که می بایست درمورد آن بسیار با برنامه عمل نمودن ... و لذا کم کم با کار حمایت از آن ... در بستر این ساختار بهشتی کوچک از برای نیکوکاران به تشکیل گردیدن که می توان یکی از وجهات آن را بهشت بزبزقندی و دوستانش به نامیدن که در قرون و هزاره گذشته نیز از آن یاد گردیده است ... و اندر دل این بهشت مقاماتی بسان حور و قلمان و دیو و پری و اهریمن و ... معمولاً با ظواهری متشخص و متمدن پدید آمدن که هر یک از ایشان اندر دل این ساختار دارای مقاماتی در زمره فرشتگان گردیدند ... و البته لازم به توضیح است این بهشت به موازات پدیده "فراماسونری" بر زمین تشکیل گردید چرا که با شکل گرفتن فراماسونری و پیدایش شخصیت هایی چون "فرعون" و "مسیح" که از فرعون آن می توان تحت عنوان "دجال" یاد نمود ... از همان دوران ماقبل عده ای از فراعنه با کمک خدایان و با توسل به شگردهایی قادر گردیدن تا به چاکراه هایی در امتداد آینده دسترسی یافتن که موجبات بروز نشاط و طول عمر در ایشان گردیدن و لذا مشکل این بود که این نشاط و انرژی و طول عمر از طریق افرادی در آینده به تامین گردیدن که حتی روح ایشان نیز از چگونگی پدیده فراماسونری خبر نداشته و لیکن مورد حملاتی من جانب شیطان قرار گرفتن و درگاه های حیاتی ایشان بسوی دوران ماقبل بسرقت برده شده و از ایشان بهره کشی صورت می پذیرفت که موجبات عدم آسایش و رخوت ایشان را به فراهم ساختن و لیکن از آنجاییکه بسیاری از قربانیان این آیین افرادی مقیم در عصر حاضر بودند ... لذا عده ای از افراد آگاه و فرشتگان بر این گردیدن تا از طریق تدارک بهشت "بزبزقندی" بسوی کمک به این افراد شتافتن تا که بتوانند از ایشان در برابر تهدیدات فراماسون ها دفاع نموده تا که بتوانند از مرگ و رخوت ایشان جلوگیری نمودن و لیکن آن دسته از فرشتگان و مقامات بهشت بزبزقندی که از برای نجات قربانیان فراماسونری از میان نور الاموات برخاسته بودند ... کم کم به عنوان ناجیانی از برای بشریت شناخته شده و اینگونه حرکت خویشتن را آغاز نمودند ... همچنین با گذر زمان و رسیدن به عصر حاضر مطابق سیاست هایی که من جانب نسل فراعنه شکل گرفته بودند ... من جانب نورالاموات بقایایی اجساد فراعنه شخصیتی همواره در دنیای زیر زمین زیستن نمودن که از آن تحت عنوان "عزرائیل" یاد می گردد ... و لیکن آن عزرائیل یا اوزیریس بگونه ای نمادین جانشین "فراعنه" و وارث تاج و تخت ایشان در دنیای زیر زمینی و پس از مرگ بود ... و لیکن ما با علم به حضور عزرائیل ... ما آدمان عملاً در هر عصری قادر گردیدن تا با شخصیت فرعون در عالم اموات و جهان زیرین رابطه برقرار نماییم ... و لیکن آن شخصیت "عزرائیل" نیز به عنوان یکی از مقامات ذیربط به بهشت بزبزقندی الحاق گردیدن که کم کم هوش کوانتمی و اتمیک موجود در دل قطب زمین نیز قادر به تشخیص و تمییز ایشان گردیده و دنیای این موجودات و مقامات هوشمند در دنیای زیر زمین قدرتمند گردیده و وسعت یافتن و مقاماتی با کارائی های با کیفیت تر همچون "آفریدگار یکتا"، "آفریننده" و "پروردگار یکتا" نیز به ایشان اضافه گردیده که قادر بودند تا با اراده و اذن خود و گوشه چشمی کوچک ... عوالمی زیبا را اندر دل خلقت زمین آفریدن و اینان عوالمی بودن که ما قادر بودن تا از طریق خواب و رویا و حتی پس از مرگ به درون ایشان ورود نمودن و برخی از ایشان دارای ساختارهایی بسان عالم کنونی بوده که محدوده ای به وسعت بی نهایت همواره فضای پیرامون ما را به تشکیل دادن ... و لیکن با وسعت گرفتن دامنه ساختار دنیای اموات و جهان زیرین ... کم کم بر قوای ایشان اندر دل زمین افزوده گردیدن و برخی از مقامات آن قادر بودند تا بسان آدمان عادی بر سطح زمین تولد یافته و در میان ایشان زیستن نمودن و لیکن این دسته معمولاً پس از مرگ مجدداً به همان جهان زیرین از برای امتداد بقاء و حفظ مقام خویشتن انتقال می یافتند و در این میان شخصیت هایی مانند "نوح (ع)" و "آدم (ع)" من جانب همان مقامات زیر زمین بودن که کم کم موجبات ظهور ادیان و حرکت هایی انقلابی را بر زمین به فراهم نمودن ... از سویی دیگر کلیه الهاگان و ایزدانی که ما آدمان در فرهنگ های متفاوت از ایشان روایت ها شنیده ایم ... متعلق به این عالم بودن که همچون خدایانی عظیم الشان دارای رتبه و اعتبار میان یکدیگر بودند ... و لازم به توضیح است که آن "خانه کعبه" نیز توسط ابراهیم (ع) از برای حفظ همین نسل بنا گردیدن که آخرین و مدرن ترین دین ارائه شده توسط ایشان "اسلام" نام دارد ... و شخصیت های بزرگی در زمره انبیاء و ائمه نیز متعلق به همین عالم بوده که همواره من جانب دنیای زیرین و فرشتگان آن از ایشان حمایت شده و در دنیای فوقانی دارای رتبه و اعتبار فراوان بودن ... از سویی دیگر نیز با دستیابی برخی از مقامات این بعد به مرکزی ترین بخش های قطب زمین که قادر بود تا بسان یک "ابر رایانه" عمل نمودن ... برخی الهگان مینوی نیز از طریق ایشان قابل برنامه ریزی و تعریف بودن که هر کدام از ایشان دارای وظایف و کاربردهایی خاص بودن که به درد ارگان هایی خاص از دنیای فوقانی می خوردند ... و کم کم سطح مطالعات و تحقیقات و دانش ایشان در این زمینه به حدی رسیدن که در عصرهای گذشته از طریق اتصال به افرادی عادی بر زمین قادر بودند تا ایشان را مجهز به قدرت هایی ماورائی و متافیزیکی نمودن که از ایشان تحت عنوان معجزات یاد می گردد و لیکن اوج چنین عملیاتی را می توان در دوران حکومت "فرعون" بر زمین مشاهده نمود ... و از سویی دیگر برخی از ایشان که من جمله پریان بودند... کم کم آگاه به درایت و سیاست گردیده و قادر گردیدند تا از طریق دسترسی به ابعادی پنهان ... ساختارهایی از قوای دولتی را من جانب غیب و از طریق دستکاری و مدیریت انرژی های معنوی ایشان مدیریت نموده و لیکن کم کم با مواجه گردیدن با دنیایی بالا زمینی و مدرن ... کم کم آن دنیای زیر زمینی نیز به این نتیجه رسیدن تا فرهنگ خویش را تا حد ممکن بسیار بالاتر بردن و قوای کنترل کیفیت و آمار را نیز در ساختار خویشتن بکار بردن تا که بتواندد دنیایی صد در صد پالایش شده را از برای خلایق ساکن در آن به فراهم نمودن ... چرا که هر سیاره ای که در آن آب و علف جهت شروع زندگی یافت می گردد ... کم کم با گسترش جمعیت و قوای ... نیاز به اقدامات عمرانی و بهینه سازی و کنترل کیفیت داشتن و این سیستم بگونه می بایست به پیش رفتن که به دنیای بسیار شیک و نورانی و افسانه ای ختم گردیدن ... و لذا کارکرد مقامات ساکن در دنیای زیرین و نتایج حاصل از زحمات فراوان ایشان بر زمین امروزه سبب گردیدن تا کسری از سهام دنیای مدرن امروز مدیون اقدامات جهان زیرین و دنیای اموات و مدیریت های آن بودن که معمولاً بسیاری از مقامات آن به دلیل توجهات ویژه از سوی غیب و دارا بودن نورهای الهی و معنوی خاص که توسط چشم های عادی و حس های فرابشری نیز قابل به روئیت آن به نبودن ... در اثر مواجه با خلایق عادی ساکن بر زمین از سوی ایشان با بی مهری مواجه گردیدن یا به شهادت رسیدن و لذا افرادی بسان "عیسی ابن مریم (ع)" و "حسین ابن علی (ع)" و حتی پیامبر اسلام نیز در زمره این افراد قرار دارند ... و لیکن نویسنده در اثر ارتباط با برخی مقامات ساکن در عالم نورالاموات به این نتیجه رسیدن که دنیای زیر زمینی دارای چهار لایه و چهار بعد پنهان بودن که از آن تحت عنوان "چهل سماء" یاد می گردد ...
***********************************************************************
فرشتگان لازم الوجود معنوی تن من ... ماقوطی (ماه) و زاقوطی (زمین) باقوطی (خورشید) و ناقوطی (زهره) تاقوطی (تیر)
برای منظومه ... پلوتون و تیر و زمین
طریقه گرفتن قطب پلوتون ... با توجه به گردش اقمار منظومه دور خورشید ... ابتدا آن فرشته قطب زمین اندرون سر ما تعریف گردیدن و موقعیت آن نسبت به قطب زمین می بایست به عمود تعریف گردد ... سپس از سوی مرکز ثقل ناحیه سر که چشم دل در آنجا قرار دارد نوری بسوی آن کرات مریخ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتون تابیده شده و هنگام دریافت بازتاب و انعکاس آن نور بسوی چشم درون ... فرشتگان ذیربط با کمک فرشته عمود زمین تعریف میگردند ... و در واقع موقعیت چشم دل ما بنوعی مشابه خورشید و مدارات حول ما خواهد گردیدن ... و همچنین انعکاس آن تابش نسبت به سایر کرات نیز می بایست توسط فرشته عمود دریافت گردیده و اندرون ناحیه سر و گردن به ثبت رسیدن ...
تاریخ ارسال: شنبه 22 مهر 1396 ساعت 23:03 | نویسنده: فرزاد | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد