X
تبلیغات
رایتل

دجال المسیح ... انسآن،حیوآن، شیطآن و خدای سبحآن و ...

ظهور منِ داغان، دجال المسیح، ضد مسیح ... مسیح دروغین و مهدی صاحب الزمان

امدوات فرعون

فرعون

و خدای فراعنه را نام "رع" بود ... و رع بسان عقابی بودن که مار کبرایی بر سر داشت ... و "آیزیس" یا "عزیز" یا عزازل چون بانویی نمودن که صاحب زهره او بود ... و بعل به تمساحی نمودن که بر عطارد به نگهبان بود و او را بر سر دو مار کبری بود ... و حضور بعل به همراه من و مشاهده آن مار کبری به گونه ای می تواند چنین تلقی گردیدن که گویی آن الهه بعل در حال حاضر به عنوان واسطه ای میان عصر من و دوران فراعنه بودن ...

از سویی با توجه به تصویر ایزد "رع" که همواره بر بالای سر خویشتن ماری کبری که در حال چنبره زدن حول خورشید است را به استواری داشتن ... و از سویی دیگر علم به این موضوع که اکثر قریب به اتفاق فراعنه همواره در سر خویشتن ماری به کبری داشتن که گویی ایشان را قدرت و طول عمر بخشیدن و ضمیر ایشان را نورانی و شفاف نمودن ...

لیکن می توان چنین نتیجه حاصل نمودن که آن تن فرعون پس از مرگ بواسطه حضور آن مار کبری دارای تنی روحانی گردیدن که فی الواقع همان ایزد "رع" بودن ... و امروزه در اینترنت آن را خدای خدایان تحت عنوان "اتم را" دانستن که من آن را "اتارع" دانم و آن نام ایزدی بودن که ملک مخصوص سیاره "تیر" یا "عطارد" بودن ... و حقیقت این باشد که "آدم" نیز اوست ...

لیکن از سویی دگر چنین آگاهم که آن ایزد "آموت" با اینکه در میان ایزدان مصری چهره ای بسان "تمساح" دارد ... لیکن نویسنده او را دارای چهره ای بسان "گاوی نر" دانستن که گویی چهره واقعی ایزد "رع" آن بودن ...

و از برای حکومت فرعون در مصر باستان ... خدایانی از فلک بودند که یکی از صورت فلکی "اسد" و دیگری از صورت فلکی "ثور" است ...

و آن تمساح نیز دارای تنی به دو رنگ بودن که به سبز و نارنجیست و خبر از این دادن که این ایزد قادر است تا میان آتش قطب کرات رفت و آمد نموده و در عین حال چون جاندارانی ظریف بر سطح زمین نیز رفت و آمد نماید ...

و آن "اتارع" را همواره چشم بسوی خورشید و مار کبرایی باشد که قادر است تا او را به سوی آینده متصل نمودن و گویی آن مار کبری بسان نگهبانی

و توت بسان درنایی سبز نمودن که ایزد ماه آن بود و گویی چهره سبز توت نماد شفق شمالی بودن که در قاره آمریکا آن را رقص ارواح نامند و من صدای آن توت را همان صدای الهه تموز دانم که گویند روباه اود... و خنوخ و ست و آنبیس به چهره هایی سیه چرده نمودن که گویی ایشان زِ سوی تاریکی آمودن و تاریکی به یحتمل آن "کُر" یا "کور" بود ... و حورس که عصفور اود و من او را "حسین ابن علی" دانم ... و لیکن حورس را همچون "رع" بسان پرندگان دانسته و لیکن گویی که آن "رع" بسان شاهین بودن ... و نام حورس را که به لاتین horos نوشته می شود را من فی الواقع "حور اوز" دانم و "حور اوز" فی الواقع همان "حارث" است که در اسلام از او یاد گردیدن و گویند دجال اوست ... و خدایانی بنام های آمون و پتاح که توضیحاتی نسبت به ایشان در وب مشاهده نمودم ... و اوزیریس که چهره ای سبز رنگ دارد و گویی متعلق به عالم اموات است و گویی که حاکم زیر زمین اوست ... و در دست خویشتن سه فر ایزدی و و یک عصا دارد و آن سه فر از سویی به معنای آن سه پند آ مینو بودن که مبنی بر پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک است و از سوی دگر به نشان قوای بینش مضرب 3 اوست و لیکن برخی از ایزدان دارای قوای مضرب 2 بودن که من ایشان را "دُر بین" و دیگری را "سِر بین" به دانستن ... و عصای اوزیریس که به معنای حکومت او بودن و او قادر به صدور حکم در گستره زمین یا زیر زمین بودن و واژه "اوزیریس" می تواند به معنای "خسرو" نیز باشد ... و همچنین الهه ای بنام نفتیس که گویند معادل آفرودیت است و او را در دست عصایی به نیلوفری باشد ... و الهه ای بنام "سخمت" که دارای سر شیر بودن و او را ایزدی دانستن که آگاه به علم پزشکی و آناتومی بودن و در برخی منابع او را خدای جنگ عنوان نموده اند و همچنین می تواند ارتباطاتی نیز با ایزدی بسان "خفاش" داشته باشد چرا که چهره او از تیره گربه سانان است ...

و ایزد خنوم که  می بایست "خنوخ" یا "خنوح" نیز بودن و لیکن تصویر "کوروش کبیر" را با آن نمایش دادن و در معبد لوکسور خنوم با چرخ سفالگری خود مشغول آفریدن فرعون و کا می‌باشد. این خدا را آفرینندهٔ انسان نیز می‌پنداشتند  و گویی "آدم" یا "نوح" هم اوست ...

و ماعت الههٔ حقیقت، صداقت، و عدالت، و نمادی از سیستم ابدی در جهان بوده است. او در سر خود پر یک غاز یا قو داشته است.

و سلکت یا سرکت در اساطیر مصر باستان، یکی از پاسداران چهار دروازه زیرین و نیز ایزدبانوی باروری و زندگی بعد از مرگ پنداشته می شده است.

و سوبک نام خدایچه‌ای بود که شکلی از تمساح داشت. کسانی که در اطراف رود نیل زندگی می‌کردند بشدت از تمساح‌ها واهمه داشتند. آنها بر این باور بودند که اگر سوبک را بپرستند سوبک آنها را از حمله تمساح‌ها محافظت خواهد کرد. سوبک با شکل مردی با سر تمساح ترسیم می‌شد.

و شای،در اساطیر مصر باستان به عنوان خدای سرنوشت،محافظ از بدو تولد تا مرگ پنداشته می‌شده است.

مافدت یا مافتت خدای مونثی بوده که مردم را از آسیب مارها و عقرب‌ها به دور نگاه می‌داشته و اغلب به شکل یک گربه‌سان یا خدنگ به تصویر کشیده می‌شده.

و کب یا سب که ایزد زمین و پایگاه مادی جهان بود.

و کتش که یک الهه باروری و لذت جنسی می‌باشد.

و شو که ایزد نگه دارنده آسمان بود ...

و مرت سکر که خدای عذاب گناه کاران می پنداشتند ... و او به شکل زنی با سر مار کبری بود ...

و مسخنت که آفرینندهٔ "کا" هر کودک بود.

و سوکر در اساطیر مصر باستان، به عنوان خدای شاهین گورستان، تاریکی و زوال می پنداشتند.

و مِنهیت یک خدای جنگ مونث بود که از قبایل نامصری به فرهنگ مصر باستان وارد شد. نام او معنایی رزمی داشته و به شکل (اویی که) کشتار می‌کند بوده.

و مین، در مصر باستان به عنوان خدای باروری و توان جنسی پنداشته می‌شده است. او را به عنوان خدای صحرا نیز می‌شناختند.

و مونت در دوران مصر باستان، به عنوان شاهین جنگ شناخته می شده است. این خدا به عنوان نگهبان فرعون در جنگ ها شرکت می‌کرده‌است. مونت را در جلوه‌های رع به عنوان روح زندهٔ رع نام گذاشته بودند.

و نخبت که به عنوان ایزدبانوی مادر، شهزادگان را شیر می‌داد و اغلب در نگاره‌ها می‌بینیم که فرعون را نیز شیر می‌دهد.

و نوت که ایزد بانوی آسمان بود..

و نیث الههٔ شکار و جنگ و ایزدبانوی محافظ زنان در مصر باستان بوده‌است...

و هاپی شخصیت الهی از رود نیل در اساطیر مصر است.به عنوان یک شکل شخصیت زن و هم مرد به تصویر کشیده شده است.

و هارسافس یا حرسافیس در اساطیر مصر باستان، به عنوان خدای باروری که با آب پیوند خرده است شناخته می‌شده است.

و نفرتوم در اساطیر مصر باستان، به عنوان خدای زیبایی و سلامت پنداشته می شده است .او را فرزند رع و سخمت می شناختند.بعد تولد نفرتوم انسان از اشک او به وجود آمد.

و ایم حوتب مهندس هرم زوسر و اولین طبیب بوده است.بعد مرگ به لقب خدای پزشکان رسیده است.

و تاورت در اساطیر مصر باستان،به عنوان خدای پاسدار زنان باردار و زایش کودکان پنداشته می شده است.

و نو آشفتگی ازلی کیهان و اقیانوس ازلی، نون (Noun) یا نو (Nu) نام دارد که پیش از آفرینش، نطفهٔ همه چیز و همهٔ موجودات زنده را پدید می آورد.

و آتوم یا تم ایزدی است که نامش ظاهراً از ریشه‌ای به معنای "عدم" یا "یگانهٔ کامل" می‌آید.

و آمنت خدای بنیادین جهان است. او همسر آمون و مادر رع می باشد. نام او به معنای زن پنهان می باشد.

و انحور که همچنین اینحرت، آنحر یا اونوریس نیز خوانده می‌شود، جنگجو و ایزد جنگ و شکار مصریان و تجسم شخصیت دلاوران سلطنتی و همچنین از ایزدان نه‌گانه مصر باستان به شمار می‌رود.

و آمون به معنای نابینا به عنوان خالق، حاکم، خدای حاصل خیزی و خدای خورشید شناخته می‌شد.

و آنوبیس (Anubis) خدای مرگ و مردگان و تدفین در مصر باستان بود.

و باستت که در اساطیر مصر باستان،به عنوان یکی از ایزدبانویانی که به شکل شیر ماده‌ای بود.

و آنوکت،در مصر باستان خدای رود نیل پنداشته می شده است.فرقۀ او در الفانتین آغاز رود نیل رواج داشته است.این خدا بخشی از خدای خنوم بود است.این نشان می دهد او دختر خنوم بوده است.

و اش که در مصر باستان، ایزد واحه‌های حاصلخیز واقع در لیبی که همچنین با نام «فرمانروای لیبی» نیز شناخته می‌شد.

و اوپوآوت،در اساطیر مصر به عنوان ایزد جنگاوری پرستیده می‌شد. معمولاً با سر گرگ یا شغال نمایش داده می‌شود و معنی نام وی «کسی که راه را باز می‌کند» است.

و بس (ایزد زناشویی) از ایزدان مصر باستان به شمار میرود.ایزدی است که اغلب به هنگام تولد ظاهر میشود.اما اساساً همچون ایزد ازدواج به شمار میرفت و بر آرایش زنان نظارت داشت.

و بوتو ایزدبانو حامی مصر سفلی بوده که در هیبت مار کبری یا زنی با ساقهٔ پاپیروس به نمایش در می‌آمد.

و پتاح که الههٔ صنعتگران و معماران است...

و تفنوت که پدید آورندهٔ شبنم و رطوبت بود. در نوشته‌ها او را تقریباً به صورت روح ایزد شو توصیف کرده‌اند که بدو یاری می‌رساند تا آسمان را نگاه دارد و هم راه اوست که هر روز نوزاد خورشید را که در کوهستان‌های خاور رها می‌شود، هدایت می‌کند.

و چهار فرزند حوروس چهار خدای مصر باستان که همراه مومیایی‌ها می‌گذاشتند تا از آن حفاظت کنند. این خدایان شامل حاپی، ایمست، داموتف و کبه‌سنوف بودند.

و حاثور یا حتحور به معنی منزلگاه حوروس، یکی از مهم‌ترین ایزدبانوان مصر باستان است که خدای عشق، زیبایی، موسیقی مادری و لذت نام برده می‌شود.  حاثور همچنین به شکل فردی تصویر شده‌است که به مردگان برای حیات جدید در دنیای دیگر خوشامد می‌گوید.

و حکت در اساطیر مصر باستان، به عنوان خدای باروری پنداشته می شده است. بعد طغیان رود نیل میلیون‌ها قورباغه در رود نیل ظاهر می شده است بنا بر این حکت را خدای باروری نهادند.

و خپری یا خپره از اسطوره‌های مصر باستان هم به معنی سرگین‌چرخانان نوعی سوسک و هم به معنای قائم به ذات است. او در نزد شهروندان هلیوپولیس، نمودار طلوع خورشید بود و مانند سوسک، از جوهر خویش سر بر می آورد و زادهٔ خویشتن است. خپری ایزد دگرگونی‌های حیات بود و همیشه از نو زاده می شد...

و خونس در دین مصر باستان به عنوان خدای ماه یاد شده است. خدایی که دربرابر تاریکی‌ها در کنار فرعون می‌جنگد.

و رشف یا راشف خدای طاعون در نزد کنعانی‌ها بود. رشف به عنوان خدای جنگ شناخته می‌شده‌است.

و رَع مهمترین خدای مصر باستان و تجسم شخصت آفتاب یا نیمروز. از دید مردم شهر هلیوپلیس او خود را به وسیلهٔ آب باستانی که از نو «Nun» سرچشمه می‌گرفت یا از نخستین گل نیلوفر آبی آفریده‌است. او سپس هوا شو (Shu) و رطوبت تفنوت (Tefnut) را آفرید که موجب بوجود آمدن خدای زمین جب (Geb) و الههٔ آسمان نات (Nut) شد. وی به شکل مردی با سر شاهین نشان داده می‌شود، که عصای سلطنتی را به یک دست، و أنخ (نماد زندگی) را به دست دیگرش گرفته است. بر فراز سر او، قرص خورشید دیده می‌شود. رع به مدت هزاران سال، بالاترین خدای مصریان بود. در کتاب مردگان، «فرمانروای آسمان، فرمانروای زمین، سازندهٔ مخلوقات، خدای اولاً که در ازل پدید آمد، سازندهٔ جهان، خالق انسان‌ها، سازندهٔ آسمان، خالق نیل، کوه‌ها، مردها و زن‌ها و درندگان و رمه‌ها» دانسته می‌شود. مصریان معتقد بودند که اشک‌های رع به مرد و زن تبدیل شده است.

و رنپت در اساطیر مصر باستان به عنوان ایزدبانوی زمان، جوانان و بهار پنداشته می شده است.

و رنه‌نوتِت در اساطیر مصر باستان، به عنوان ایزدبانوی تغذیه و شیرمادر و همچنین محصولات پنداشته می‌شده است. این ایزدبانو با نظارت به شیر خوردن کودکان از آنان پاسداری می‌کرده است. او الهه‌ای قدرتمند بود که فقط با نگاهش دشمنان را نابود می‌کرد و چهره او به شکل مار کبری بوده است ...

و ست، سث، ستِح یا سوتخ ایزد صحراها و طوفان و ایزد جنگ، خشونت، هرج و مرج و سرزمین‌های خارجی است.

و سخمت، به معنای او که می‌خراشد، ایزدبانویی در دین مصر باستان بود. او به صورت زنی با سر شیر و نماد خورشید در پشت آن به تصویر کشیده میشد. از دهان سخمت بادهای صحرا بیرون می‌آمدند. خدایگان جنگ به صورت نمودهای خورشید به نمایش گذاشته می‌شدند؛ خورشید ابزار انتقام رع بر ضد شورش مردمان بوده است و نه تنها بدنش تن شورشیان را می‌سوزاند که تیرهای درخشانش دشمنان شاه را نابود می‌کرد.

و ساتی ساتت یا ساتی خدای سیل در رود نیل پنداشته می شده است.فرقۀ او در شهر باستانی اسوان در جنوب مصر بوده است.در جنوب مصر او را به عنوان مادر رود نیل می شناختند.

و سشات در اساطیر مصر، ایزدبانوی خرد، دانایی، و نویسندگی پنداشته می شده است. از او به عنوان فردی نام برده می‌شد که نوشتن را اختراع کرد. او همچنین ایزدبانوی طراحی ساختمان، ستاره‌شناسی، اختربینی، ساخت‌وساز، ریاضی و جراحی شناخته می‌شد. همچنین در متن بعضی از تابوت‌ها دیده شده‌است که نوشته شده سشات در بهشت را برای شما باز می‌کند.

و سوپدو ایزدی از آسمان و از شرق مناطق مرزی در دین مصر باستان بود. به عنوان یک ایزد آسمان، سوپدو همراه با ساح، تجسم صورت فلکی شکارچی، و الهه سوپدت، به نمایندگی از ستاره شباهنگ متصل شده بود.

و هَرَختس از ایزدان مصر باستان و از خانواده اوزیریس به شمار میرود.شکل یونانی هرخت، به معنی " هوروس افق ها " است. او نمودگار خورشید و مسیر روزانه ی آن میان افق خاور و باختر است.

و تحوت، توث، تات یا ثوث از نخستین ایزدان مصر باستان به شمار می‌رود. تحوت نام دگرگون شدهٔ جهوتی یا زهوتی در اعصار یونانی-رومی است. در نگاره‌های مصری به شکل مردی با سر لک لک به تصویر کشده شده‌است. یونانیان او را با هرمس، پیام‌رسان ایزدان، یکی می‌پنداشتند و در سراسر مصر به عنوان ایزد ماه، پشتیبان دانش، جادوگری، ادبیات، خرد و اختراعات، سخن گوی ایزدان و نگاه بان آثار ایشان شناخته شده بود.

 

و بانبتد در اساطیر مصر باستان،به عنوان یکی از خدایان داور دادگاه بررسی نبرد هورس و ست بوده است؛در اساطیر مصر باستان این قوچ با خدای با و رع پیوند داشته است و با چهار سر که نماد خدای رع،شو،جب و اوزیریس بودند در نقاشی ها نمایان می شد. مرکز کیش این الهه در شهر مندس در مصر سفلی بوده است؛و به عنوان"پروردگاری از آسمان" و "پروردگار زندگی" معنی می دهد.همسر این خدا حتمحت الههٔ ماهی بوده است.

و آپیس گاو مقدس مصریان قدیم بود که او را پرستش می‌کردند. نشان آن این بود که دارای پیشانی سفید بر پشت وی شکل عقاب یا کرکس بوده و چون سن گاو از ۲۵ تجاوز می‌کرد، او را در رود نیل غرق می‌کردند و جسد وی را مومیایی کرده و در مقبرهٔ مخصوص قرار می‌دادند. پرستش گاو آپیس و مراسم نگاهداری مومیائی‌های گاوهای آپیس مرده، تیمار گاو آپیس زنده و رسم قربانی کردن هرساله برای آن، خود محل کسب و درآمد خوبی برای کاهنان معبد پتاه و ایادی و وابستگانشان که کم هم نبودند، بود. از دست دادن این منابع مالی که نفوذ و شان اجتماعی را نیز بهمراه داشت، طبیعتاً موجی از مخالفتهای کاهنین و در پی تحریکات ایشان اغتشاشات اجتماعی را بدنبال آورد و دراین ماجرا واژگون جلوه دادن امور نیز بعنوان حربه مؤثر تبلیغاتی، دقیقاً بعنوان جنگ روانی موثری مورد استفاده قرار میگرفت.

و اوشابتی‌ها  تندیس‌های کوچکی برای مراسم به خاکسپاری در مصر باستان بودند که بخش مهمی از این مراسم را تشکیل می‌دادند. این تندیس‌ها به عنوان نمادی برای خدمتکاران در هنگام مرگ گذاشته می‌شدند تا جایگزین ازیریس باشند و شخص مرده را در جهان باقی یاری کنند. نام اوشابتی به معنای «پاسخگو» است

و پته سوخس در اساطیر مصر باستان، تمساحی بود که به عنوان مظهر خدای سوبک پرستش می‌شده است. به این گونه که تمساحی را با طلا و جواهرات می آراستند؛و زائرانی که برای زیارت این تمساح می آمدند بدو غذایی مخصوص می دادند. این تمساح بعد از مرگ همچون فراعن مومیایی می‌شد.

و بنو در اساطیر مصر باستان، تجسم خورشید به هنگام طلوع خورشید و تابیدن پرتو خورشید بر روی ستون خورشید بود. هرودوت روایت می‌کند که بنو روایت کنندهٔ ققنوسی بود که هر پانصد سال یکبار در معبد پدیدار می‌شد و زایش مجدد او از تخم جسد مرده خویش میسر می‌شد. لک لک که مظهر این خدا بود چنان در میان مصریان مقدس بود که در در شش قرن پیش از میلاد در کمبوجیه، ایرانیان در جنگ، در پیش روی سپاه تعدادی لک لک قرار دادند. مصریان به احترام این حیوان تیراندازی نکرده و از ایرانیان شکست خودند.

و امدوات (به انگلیسی: Amduat) (به معنای "چیزی که در آخرت است")، مهمترین متن تشییع جنازه مصری در پادشاهی نوین مصر می‌باشد. مانند بسیاری از متون مراسم تشییع جنازه، امدوات نیز در آرامگاه فرعون پیدا شده، و فرق آن با دیگر نوشته‌ها این است که فقط برای فرعون‌ها نوشته شده است. متن امدوات به مرگ فرعون، تبدیلش به رع و زندگی جاودانه اش اشاره دارد. دنیای مردگان به دوازده ساعت تقسیم می‌شود، هر یک نماینده متحدان و دشمنان مختلف برای خدا فرعون می‌باشد، هدف از امدوات این است که فرعون در دنیای مردگان از خدایان کمک بگیرد.

و کتاب زمین یکی از متون مصری باستان مربوط به امور خاک‌سپاری مردگان و سوگواری است که بر روی گور چند تن از فراعین پیدا شده‌است. این کتاب که با نام‌های «آفرینش قرص خورشید» و «کتاب آکِر» هم نامیده شده بر روی سنگ مزار یا دیواره‌های محل دفن مرنپتاه، تااوسرت، رامسس سوم، رامسس ششم و رامسس هفتم حک شده‌است. کتاب زمین بنا بر این تنها مربوط به دودمان بیستم فراعین می‌شده‌است. کتاب زمین در این گورها به عنوان متن همراه کتاب کهف حک شده‌است. کتاب زمین، داستان سفر خورشید از گذرگاه ایزد زمین، آکر، را بازگو می‌کند. این سفر به چهار مرحله تقسیم شده‌است. ازیریس، رع و بَع چهره‌های اصلی این داستان هستند.

و کتاب مردگان نامی جدید برای متونی کهن است که در آیین خاک‌سپاری مصریان مورد استفاده قرار می‌گرفت.

برای نخستین بار در دوران پادشاهی نوین مصر مصریان (حدود ۱۵۵۰ پیش از میلاد) از این متون استفاده شد و تا ۵۰ پیش از میلاد ادامه داشت. با توجه به این که مصریان باستان به زندگی پس از مرگ باور داشتند، نسخ مصوری از دست‌نوشته‌ها را، همراه با سایر وسایل مورد مصرف روزانه در کنار فرد درگذشته به خاک می‌سپردند تا در زندگی پسین و ضمن استفاده از دیگر وسایل، کتابهای مصوری را نیز برای مطالعه در اختیار داشته باشند.

این دست‌نوشته‌های نگاره‌دار مصری امروزه به نام کتاب مردگان یاد می‌شوند. این نسخ خطی مصور، اغلب به خط هیروگلیف یا کاهنی، تماماً با لعاب رنگ و به ارتفاع بین ۲۵ تا ۵۰ سانتیمتر روی پاپیروس ترسیم شده و شامل اوراد، جادوها و مراسم بسیاری از زندگی و اساطیر مصر باستان است. اغلب بیشتر نسخه‌های کتاب مردگان مصری در موزه بریتانیا نگهداری می‌شوند. در کتاب مردگان آمده‌است: هرگاه سیاره ناهید از میان صورت فلکی شکارچی با مدار بیضی شکل خود حرکت کند، زمان فاجعهٔ بعدی فرا رسیده است. مصریان قدیم با توجه به مطالب کتاب مردگان معتقدند که بار پیش (بیش از ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد) که سیاره ناهید از میان شکارچی حرکت کرد قطب‌های زمین جابه‌جا شدند. (البته دانشمندان چنین مسئله‌ای را رد می‌کنند) آنها معتقدند که خورشید سبب چنین عاملی شده‌است. زمان بعدی گذر ناهید از میان صورت فلکی شکارچی سال ۲۰۱۲ است. (این زمان با هشدار قوم مایا در مورد وقوع فاجعه در دسامبر ۲۰۱۲ مطابق است). همچنین بنا بر نظر ستاره‌شناسان زمان اوج توفان‌های خورشیدی در سال ۲۰۱۲ میلادی است. در کتاب کولبرین مسبب این فاجعه خورشید نیست بلکه یک جرم آسمانی دیگر است که از آن به عنوان «نابودگر» یاد شده و از کنار زمین عبور می‌کند و باعث جابه‌جایی قطب‌های زمین می‌شود.

و کتاب دروازه‌ها (به انگلیسی: Book of Gates) یک متن تشییع جنازه مصری از دوران پادشاهی نوین مصر است. این کتاب روایتی از عبور یک روح تازه از دنیا رفته به جهان آخرت می‌باشد، که مربوط به سفر به خورشید از طریق دنیای مردگان در طول ساعات شب است. روح لازم است در مراحل مختلف سفر از دروازه‌هایی گذر کند. هر دروازه با یک ایزد همراه است، و لازمه گذر از دروازه آن است که فرد شخصیت خاص آن ایزد را تشخیص دهد. متن کتاب نشان می‌دهد که برخی از مردم بدون آن که آسیبی نبینند عبور می‌کنند، اما برخی دیگر در دریاچه جهنم عذاب می‌بینند.

معروف‌ترین بخش کتاب اشاره به نژادهای مختلف انسان که توسط مصریان، به چهار دسته «ریث» (مصری)، «آمو» (آسیایی)، «دمهو» (لیبیایی)، و «نهسو» (نوبی‌ها) تقسیم کرده‌اند، که در صف‌هایی برای ورود به دنیای آخرت هستند، می‌باشد.

متن و تصاویر مرتبط با کتاب دروازه‌ها در بسیاری از مقبره پادشاهی جدید، از جمله تمام مقبره فراعنه بین هرمهب و رامسس هفتم ظاهر می‌شود. آنها همچنین در آرامگاه سنجم، یک کارگر در روستای دیر المدینه، روستای باستانی از هنرمندان و صنعتگران که مقبره‌های فراعنه در پادشاهی جدید ساخته شده ظاهر می‌شود.

ایزدان ذکر شده در کتاب دروازه‌ها هر کدام نام‌ها مختلف، و لباس‌های رنگی مختلفی دارند، اما در تمام جهات دیگر یکسان هستند.

تاریخ ارسال: شنبه 22 مهر 1396 ساعت 22:52 | نویسنده: فرزاد | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد