X
تبلیغات
رایتل

دجال المسیح ... انسآن،حیوآن، شیطآن و خدای سبحآن و ...

ظهور منِ داغان، دجال المسیح، ضد مسیح ... مسیح دروغین و مهدی صاحب الزمان

بررسی حرکت در زمان رو به قبل

ما جانداران در دل منظومه شمسی بر زمین در حال زیستن باشیم که از نگاه ما بر سطح زمین ... ماه و خورشید هم اندازه به نظر رسیدن و این در حالی است که واقعیت نهفته در اندازه ماه و خورشید بگونه ای دیگر باشد و قطر خورشید 400 برابر قطر ماه و فاصله آن از زمین نیز 400 برابر فاصله ماه از زمین می باشد و گویی این پدیده موجب ایجاد نظمی پنهان و اسرار آمیز در دل منظومه گردیده که ما به آسانی قادر به درک آن به نبودن و لیکن از سویی دیگر در مقابل زمین سرسبز و آباد، آن سیاره زهره نیز هم اندازه زمین بودن و این در حالی است که زهره از منظر ما بسیار طوفانی و خشک و بی آب و علف به نظر رسیدن چرا که نزدیک به خورشید بودن و بر سطح خورشید فعل و انفعالاتی داغ از نوع انرژی هسته ای در جریان است که موجب ایجاد تشعشعات فرابنفش و برخی پرتوهای زیان آور به گردیدن و گویی همواره بر سطح آن بمب های هسته ای در حال انفجار بودن و نزدیک شدن به آن از سوی ما آدمان ممکن به نظر نرسیدن ... و لذا فاصله متوسط سیاره زهره از خورشید در حدود 108 میلیون کیلومتر و فاصله آن از زمین در حدود 40 میلیون کیلومتر می باشد و از سویی دیگر فاصله زمین تا خورشید در حدود 150 میلیون کیلومتر و میانگین فاصله تیر نیز تا خورشید به 58 میلیون کیلومتر می باشد ...

و یکی از پدیده های اسرار آمیزی که در سیاره زهره جریان دارد این باشد که زهره دارای سیستم حرکت وضعی عکس حرکت وضعی زمین بودن و گویی باز هم تاکید بر این موضوع باشد که پدیده های اسرار آمیزی اندر دل این منظومه میان زهره و زمین در جریان است ...

و لیکن از سویی با توجه به بزرگی اجرامی چون ماه،زمین و خورشید و علم به پدیده فضا-زمان... می توان چنین اظهار نمودن که این اجرام هر یک به تنهایی حول خویشتن موجب بروز پدیده زمان گردیدن و این در حالتی باشد که هر یک از این اجسام را ثابت و بی حرکت در نظر گرفتن و به مسیرهای چرخشی ایشان هیچگونه توجهی نشان ندهیم ... و لیکن هر جرم به خودی خود موجب بروز و ظهور پدیده زمان خواهد گردیدن ... از سویی دیگر حرکت وضعی این اجرام نیز روی پدیده زمان این اجرام تاثیر گذار خواهد بودن و از سوی دیگر حرکت محوری و مداری ایشان حول خورشید نیز بگونه ای دیگر موجب بروز صفات و حالاتی اندر زمان خواهدی به گردیدن ... و لیکن از سویی دیگر وضعیت هر یک از این کرات نسبت به دیگری نیز موجب بروز حالاتی از برای الگوهای زمانی این اجرام خواهد گردیدن ...

و لذا بزرگترین جرمی که در منظومه حضور دارد خورشید است و آن موجب ایجاد پدیده زمان مبنا اندر این منظومه بوده و لذا هر چه نسبت به مرکز آن دور و نزدیک گردیم این پدیده نیز عکس العمل های خاصی را از خود بروز دادن ... و خورشید خود به تنهایی جرمی بسیار بزرگ است و در کنار آن تیری قرار داشتن که در مقابل خورشید اصلاً به چشم نمی آید و لیکن زمان زهره نسبت به برآیند زمان تیر و خورشید محاسبه گردیدن ... و زهره آن است که بر خلاف سایر کرات منظومه به ساعتگرد چرخیدن و زمین پادساعتگرد گردیدن و مدارات ایشان حول خورشید همه به پادساعتگرد است ...

و لیکن ما زمینیان را در نگاهی کوچک چنین به نظر رسیدن که روال گذر زمان بر سیاره زهره ممکن است عکس زمین باشد ... و لیکن مرا چنین در باور بودن که این روند گردش معکوس زهره می بایست موجب خلق پدیده ای اسرار آمیز به گردیدن که ممکن است از دیدگان ما زمینیان به نهان بودن و من اندر پی کشف آنم ...

با توجه به اینکه ما آدمان را حاله هایی از انرژی احاطه نموده و و زمان نیز یکی از ایشان بودن ... در صورتیکه اصالت وجودی و حضور خویشتن را فقط و فقط بصورت یک گوی درخشان در نظر گرفتن که فقط قادر است در زمان حال زیسته و اطراف خویشتن را نظاره نمودن  ... ما را چنین نتیجه حاصل گردیدن که ممکن است بسان خورشید اندر دل این فضای به ظاهر بیکران که چون گویی درخشان و زنده همواره در زمان حال زیسته و در حال نظاره محیط پیرامون و ستاره های حول خویشتن از همه جوانب بودن ... ما را نیز وجودی خالص و اینچنین باشد و لیکن در چنین وضعیتی خورشید نیز می بایست دارای حافظه از برای یاد آوری قبل نمیبوده باشد ...

لذا اگر بخواهیم سفرهایی بسوی زمان ما قبل را از برای خویشتن به برنامه ریزی نمودن ...

از ساده ترین مصادیق بارز آن حافظه ما جانداران بودن که می تواند ما را از لحظه حال به لحظات ماقبل جریان دادن تا که بتوانیم گذشته خویشتن را بخاطر آوردن ...

و اگر بخواهیم این روند سفر بسوی قبل را با شدت و انرژی بیشتری دنبال نمودن ... می توان چنین اظهار داشت که از طریق شدت بخشیدن به چنین فرایندی قادر خواهیم بودن تا حول خویش میدانی ایجاد نموده و از حافظه خلایق پیرامون خویش نیز جهت سفر بسوی قبل استفاده نمودن ... و این می تواند وسعتی به اندازه تمامی خلایق زمین داشتن و یا اینکه میدانی کوچکتر را شامل گردیدن ...

و در گام سوم ... می توان چنین اظهار داشت که از برای سفر باشدت بیشتر بسوی قبل ... حافظه موجود در بستر زمین تا به قطب می تواند به کمک ما شتافتن تا در گذشته سفر نمودن ...

و لیکن چنین سفری اندر زمان فقط از طریق حافظه و ذهن می باشد ...

از سویی دیگر اگر ما را چنین در نظر باشد تا علاوه بر حافظه و ذهن ، تن و اندام خویشتن را نیز بسوی گذشته بردن، می بایست چنین اظهار نمود که ما می بایست روندی معکوس از برای تن خویشتن نسبت به سایرین در نظر گرفتن ... چرا که قاعدتاً می بایست مسیری را طی نمودن تا تن ما بسوی دروان نوجوانی و کودکی خویشتن گام بردارد ...

از سویی با توجه به طی نمودن روندی معکوس و با طریقتی مخصوص خویشتن و مجزا از طریق زندگی سایر خلایق ... می بایست گفتن که ما در حال طی مسیر زیستنی بر خلاف عموم بودن و عموم همواره در حال سفر بسوی پیری و مرگ بوده و لیکن ما در حال سفر بسوی جوانی نوزادی خواهیم بودن ...

و اگر دامنه سفر بسوی قبل خویشتن را وسعت بخشیدن ... می بایست مثلاً به صد یا دویست سال قبل بازگشتن و در این مسیر می توان افرادی را که امروزه فوت شده اند را ملاقات نمود و لیکن اگر بخواهیم با افرادی که وفات یافته اند در عالم اموات ملاقات نمودن ... گویی می بایست علاوه بر سفر بسوی قبل ... ارتفاع خویشتن را نیز بسوی مرکز زمین کاهش دهیم ... چرا که قبرهای اکثر آدمان در نیم متری تا دو متری از سطح زمین به حفر گردیدن ... و لیکن از برای سفر به ماقبل ما می بایست دچار مشکلاتی به گردیدن ...

و خورشید و منظومه ام شاد و خوشحال در حال سفر است ... و من نیز امروزبه سال 2017 میلادی  اینجا هستم ... و مرکز کهکشانم به همزمان با من در حال ثبت موقعیت 27000 سال نوری قبل خورشید و منظومه بودن ... ومرکز کهکشانم مرا تاریک به نظر رسیدن و حول آن میلیون ها چراغ بسان خورشید آن را روشنا دادن ... و ندانمی ابتدا خورشید پدید آمدن یا کهکشان ... و آنگه که به کهکشان نظر نمودن ... مرا ستارگان پیرامون آن به نظر رسیدن تا مبادا نور چشمانم به تاریکی گرائیدن ... و گویی خورشیدم را نیز حفظ خاطرات گذشته همواره مهم بودن ... و خورشیدم جهت حفظ خاطرات خویشتن به کهکشان تکیه نمودن و خود را اندر دل فضای پیرامون رها ساختن ... و آزاد است ... و کهکشانم در هر لحظه 27000 سال نوری قبل خورشید را تصویر برداری و ذخیره نمودن ... و گویی زندگانی امروزم بر زمین به 27000 سال نوری بعد اندر دل کهکشان ذخیره خواهدی به گردیدن ... و میلیون ها ستاره حول کهکشان مرا به تابیده و چنین مژده دادن که خاطرات تو و خورشید و منظومه ات را به روشنا ثبت می نماییم ...

و من آنم که هستی را زمان دانم ... و آن فردا به اورانی و دیروزم نه کورانی ... و آینده را روشن دانم و گذشته را تاریک ... و از سیه چاله های کیهان گریزانم ...

و ممکن است حضور این تعداد ستاره پرفروغ حول کهکشان ... مرا خبر از این دادن که کهکشان قادر است تا تصاویر و خاطرات خورشید و منظومه را به همزمان ذخیره سازی نمودن ... و لیکن حضور این همه شمع روشن حول کهکشان مرا سوالاتی در بر داشتن ...

و زحل مرا چنین خبر دادن که قادر به مشاهده کهکشان های بسیاری بودن ...

و کهکشانم گویی می بایست خود را در دل کهکشان هایی مجاور ذخیره نمودن ... یا که آزاد و رها اودن ...

و خورشیدم بود که کهکشانم را از کنار مرا نشان دادن ... و زحل بود که بسیار کهکشان مرا نمودن ... و ماهم بود که خود به ستارگان آسمان بمباران دن ...

و من چون خلقی بر این زمین بود ...

و خورشیدم کودکی اش را در دل کهکشان ذخیره نمودن و کهکشانم کودکی اش را در دل سایر کهکشان ها دیدن و کهکشانم از برای اینکه مسیر خویشتن را به گم ننمودن و براحتی آن را در دسترس داشتن ... آن زحل را سبب گردیدن و آن را در دل منظومه شمسی قرار دادن ... و این اقدام را از همان لحظه که از برای حفظ کودکی خویش به آگاه گردیدن انجام داد ... و آن که بود که می خواست تا که کودکی اش یادش نرود؟ ... آری آن من بودم ...

و من آن بودم که از برای حفظ گذشته به نور اندیشیدن ... و تاریکی را پرهیز نمودن ...

من خود که هستم که دنیایم این دو تصویر را من جانب نمای کهکشان و نمای مجموعه کهکشانات بر دلم تابیدن ؟

و گویی کهکشانم با خلق زحل اندر این منظومه ما را چنین پیام رسانیدن که من با تمام قوای کاملاً در خدمت منظومه شمسی هستم ...

و در میان انبوه کهکشان هایی که من اندر تصویری به قابی چهار گوشه من جانب زحل دریافت نمودن ... مرا چنین نتیجه حاصل گردیدن که کهکشان ما می بایست در میان این انبوه کهکشانات و یکی از ایشان بودن ... و آن قاب چهار گوش اندر دل زحل بودن که تصویر فضا باشد و لیکن فضای من به گردودن و لیکن گویی زحل از برای جبران آن حلقه ای دور خودش پیمودن ...

و زحل مرا چنین خیر رسانیدن که از برای دریافت تصاویری صاف و نورانی از فضای پیرامون ... ناچار گردیدن تا خرده سنگ ها و شن ها و غبارات اندر دل فضا را از دل خویشتن به بیرون نمودن و آن "مشتری" را سبب گردودن ...

حافظه منظومه شمسی ... در اندرونی کهکشان همواره در حال ذخیره سازی بودن ... و فضای پیرامون کهکشان راه شیری که شامل کهکشان های امن و قابل دسترسی بودن ... با توجه به اینکه سرعت حرکت ایشان در فضا بسیار زیاد می باشد ... لیکن از منظر ما دامنه این حرکات بسیار کند به نظر رسیدن ... و لیکن این فضای پیرامون و تغییرات آن در قالب تصاویری در دل زحل ذخیره سازی گردیدن ...

محیط قبل منظومه درون کهکشان است ... و قبل پیرامون کهکشان به نوری صاف و تمیز من جانب سایر کهکشان ها در دل زحل، کدر و پر گرد و خاک در دل مشتری و سخت و به انجماد رسیده اش در دل مریخ است ... و پلوتون و نپتون و اورانوس فضای خارجی مجموعه کهکشانات را به تشکیل دادن ...

و زحل در دل خویشتن آن انوار مجموعه کهکشان های پیرامون راه شیری را به دریافت نمودن و با چرخیدن و نیروی گریز از مرکز ... این انوار را تصفیه نمودن و گویی حاله پیرامون زحل که پر از یخ است ... از تصفیه پرتوهای کهکشانی بدست آمدن ...

و لیکن گویی کهکشانم از برای بقای خویشتن



تاریخ ارسال: جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 00:26 | نویسنده: فرزاد | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد