X
تبلیغات
رایتل

دجال المسیح ... انسآن،حیوآن، شیطآن و خدای سبحآن و ...

ظهور منِ داغان، دجال المسیح، ضد مسیح ... مسیح دروغین و مهدی صاحب الزمان

خشت بناهای عالم معنی

عالم همه نگاه است و نوا و نوای را پژواک است و رسا و کلام را میزان است و هما را نسبت که بر دو گونه می توان آن را به نقش بندی نمودن ... پیوسته و گسسته ... و پیوسته رشته حبلی است که ابتدا و انتها به پیدا و ناپیداست و گسسته آن باشد که دستی به پا در میانی و آن را طبقه بندی نمودن ...

و نوای عالم را به نیک و بد باشد و همواره آن سیر تکامل بهر کمال باشد و گویی که رو به نیکی می بایست آن را به سرودن ...

و آنچه در عالم جانداران به جسم و جان معنا بخشد را می توان روح گفتن و آن روح را مسیری دیدم که آن رو به کمال است ... و دل را آینه ای که آن بی زوال است ... و طبقه بندی ارواح را به کیمیا نم ... و گویی در مسیر حیات معنوی زمین ... کماکان و گهگاه در این باریکه ارواحی قدم به عرصه وجود گذاردن که در چشم عوام به جدید بودن و گویی که این عرصه بلند آفرینش کیهان به ظاهر لایتناهی را ارواحی رو به کیمیا باشند که اعلی ترین آن را می توان روح اعظم دانستن و من در پی بدست آوردن آنم ... و از سویی بسیاری از ارواح اعظم را به نوعی فررار دانم و گویی آنان را نمیتوان در ساعاتی به طولانی حفظ نمودن و حفظ بلند مدت آن گویی نیاز به شرایطی ویژه داشتن که یکی از آنان را می توان فریز نمودن نسبی زمان در محدوده و نقطه ای خاص دانستن ... و گاهی نیز مرا چنین به نظر رسیدن که ایجاد شرایطی مصنوعی از برای نگهداری برخی از ارواح گناه به نظر رسیدن و خود را در این باب و فلسفه به گمراه دانم ...

و یکی را شنیدم که نامش به ملک طاووس است و گویی آن قادر است تا نسبت به چنین ارواحی مرا اطلاعات دادن ...

و بر خلاف باور عده ای که عالم معنا را جدا از این عالم سخت دانند ... من این عالم را با تمامی سختی های آن ... زیرمجموعه ای از عالم معنی دانستن و در پی اثبات آنم ... و عده ای مرا به رهنمایی نمودن که اعلی ترین روح این عالم هستی را "نور السماء" گویند که آن نور السماء را می توان نور طبقات مختلف آسمان دانستن و یا اینکه آن کیهان را درون قشری به تصور نمودن و با اینکه از درون هر چه در آن طی طریق نماییم به انتها نرسیدن ... لذا می توان با ترفندهایی از آن قشر جهیدن تا به نور السماء کیهانی رسیدن و ندانم که آن از چه جنسی باشد و آیا داغ است یا سرد ... آیا خام است و یا اینکه بایستی فرایندی روی آن انجام دادن تا که بتوان آن را به مصرف رسانیدن ...

و روح نیز بسان حالت های نسبیت ماده و انرژی چنین باشد که در هر آفرینش و هر دنیایی میزان آن به ثابت بوده و لیکن آن باشد که در دنیاهایی که حیات بر روی آن جاریست با توجه به پندار، گفتار و کردار ساکنین آن مجموعه می توان فرایندهایی به تعریف نمودن که بتوان سطوح روحانی را ارتقاء دادن و از برای بازیافت ارواح سطح پایین به سطح بالاتر تلاش نمود ...

و در این باب مرا همراهانی بودن که هنوز به کاملاً نتوانسته ام شخصیت و موقعیت ایشان را شناسایی نمودن و یکی را نامش عجوزه باشد ... دیگری صداقت ... و بعدی شخصیتی بلند قد که چهره بسان خفاش و یا جانداری خاص باشد و دیگری نامش "انگره مینو" و پس از آن یکی دیگر که نامش "انکوپان" و بعدی نامش به "دابَد" و فعلاً همینا بَد ...

و گویی آن عجوزه را من در بازتابشی از زهره دیدن که دقیقاً به ندانم خلق آن از چه زمانی است ... و لیکن مرا خوش آیند باشد که عجوزه را چنین دانستن که زهره را همان زمین در نظر گرفتن ... آن هنگام که منظومه ما به مرکز کهکشان نزدیک گردیدن و میزان حرارت آن بالا رفتن ... و فرشته ای از آن میان است و در حال که زهره برعکس زمین به دور خود گردیدن و این سرعت به چهار برابر گردش وضعی زمین است ... آن عجوزه را می توانم به بازتابی از شخصیت خویشتن دانستن که پیری بودن و بسوی جوانی خویش با سرعتی بیشتر از زمین در حرکت است ... و لیکن آن را صدا به من رسیدن ... و عجوزه را من به دو دیدن ... یکی آن عجوزه که مرا رسیدن و به قبض روح نمودن و آن عجوزه شماره یک است و دوم عجوزه شماره 2 که من آن را از روی شخصیت خودم به خوانم ...

و گردش عکس زهره نسبت به زمین را معنی چنین باشد که گویی آن زهره بگونه ای آینده بین است و گردش عکس آن حاکی از این است که اطلاعات خویشتن را بسوی زمین مخابره نمودن ...

و از سویی من با نگرش به روند فعلی تکامل زمینیان به چندین نتیجه درباره آینده حیات زمین رسیدن که یکی از آنان رسیدن روزگاری باشد که زمینیان در تمامی علوم کاملاً پیشرفت نمودن و قادر به بهینه سازی و اصلاح نباتات و جاندارن بودن بگونه ای که حقوق تمامی جانداران رعایت گردیدن و بسیاری از ایشان قادر به سخنگویی گردیدن و از سویی در دیدگاهی فانتزی می توان در غالبی تصور نمودن که در آن روزگار حتی حشرات و عنکبوتیان نیز قادر به سخنگویی باشند ... از سویی آن علوم فضانوردی و هوا نوردی را بگونه ای دانم که آدمان قادر گردیدن تا به توسط سفینه هایی از درب های فضا زمان عبور نمودن تا که مسیر ایشان از برای سفرهای فضایی به کوتاه گردیدن ... و عمر جانداران چون آدمان بلند گردیده و درصد سلامتی بسیار به صد نزدیک گردیدن و خوش چهرگی و خوش سیمایی به امری عادی تبدیل شدن و فقر از میان رفتن و کشتن جانداران از برای تامین پروتئین نیز کاری غیر اخلاقی باشد و آدمان قادر می باشند تا که دنیاهایی به مجازی از برای زیستن به خلق نمودن و آدمان قادر باشند تا جای جای این کیهان را بدون هیچ جنگ و بلایی به سر سبز نمودن ...

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1396 ساعت 09:54 | نویسنده: فرزاد | چاپ مطلب
نظرات (2)
پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1396 22:06
s [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
لطفابه من توجه کنید
پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1396 12:31
s [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام من منتظرم ایمیل نزدینهااااا
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد