X
تبلیغات
رایتل

دجال المسیح ... انسآن،حیوآن، شیطآن و خدای سبحآن و ...

ظهور منِ داغان، دجال المسیح، ضد مسیح ... مسیح دروغین و مهدی صاحب الزمان

خلقت زمین

دنیای ما که محیط زیستن ما را نیز شامل می گردد ... دنیایی سخت است که ما خود را در آن یافتن و همواره در حال تحقیق و بررسی روی آنیم که این دنیا و حیات زمین و منظومه شمسی چگونه شکل گرفتن و لیکن دانشمندان امروز در بعد حقیقت با در دست داشتن شواهدی همواره دلایلی از برای تشکیل حیات زیستی زمین تعریف نمودن و از سویی دیگر با تکامل جانداران روی زمین و پدید آمدن خلایقی متفکر و سخنگو همچون آدمیان ... ایشان همواره درباره خالق دنیای پیرامون خویشتن تفکر نمودن و با یکدیگر بحث و مشاجره نموده اند و لیکن ادیان و تفکرهای متفاوتی نسبت به نظام هستی و طبیعت و خدایان و طریقت های متفاوتی پیرامون آن تشکیل گردیدن ... و لیکن دانشمندان امروز اسلامی را من چنین دریافتم که بر وجود عوالمی معنوی اعتقاد داشتن که ایشان را اقلاً بر چهار بخش طبقه بندی نمودن و هر کدام از این عوالم را به نوعی مقدس پنداشتن و در کنار اینان من نیز به عنوان متفکری آزاد اندیش به تفکر در این باب پرداختن و در پی این بودم تا همواره عالم پیرامون خویشتن و نظام چرخه طبیعت را بگونه هایی از برای خود به تعریف نشینم ... و من آن بودم که بر حضور آمار و احتمال و ریاضیات بسیار تاکید نمودن و شکل گرفتن حیات زیست محیطی روی زمین را بگونه هایی مرتبط به آمار و احتمال و اوریگامی دانستن که تا به امروز طریقت خویشتن را امتداد دادن و گویی تا میلیاردها سال دیگر نیز ادامه خواهد داشتن ... و حوادثی مرا رخ دادن و خود را شاه آرزوها دانستن و گدایی بودم که همواره بدنبال خدایی که بتواند جوابگوی تمامی خواسته ها و آرزوهای من بودن و خود را علتی بر وجود و حضور آفرینش زمین دریافتن و تجربیات بسیاری را در خلوت سپری نمودن ... و من آن بودم که آفرینش زمین را چنین دانستن ...

گویند منظومه ما در کهکشان راه شیری واقع گردیدن و آن و سایر کهکشان ها همه با هم در توده ای ابری واقع گردیده اند که من بالکل آن را عالمی معنوی یافتن و خداوندی آن را باشد که در همه جا و زمان و ابعاد آن بر کردار خلایق خویشتن ناضر بودن و آنان را بخشنده و مهربان است ... و اینان که دانم و گویم به نوعی در باب مهندسی معکوس دنیا بودن و دنیایم آن است که بر ستونی بنا گردیدن که من آن را لازمان دانم و آن لازمان را جای ها پندارم ...

و لیکن دنیایم را بسیار پویا دانستن و بگونه ای است که قادر بودن از ابتدای آن خلقت ... انتهای آن را آگاه گردیدن ... و بر آن مستولی و مسلط شودن ...

و گویند که منظومه شمسی ما بخشی کوچک از این کهکشان راه شیری باشد که در اثر حادثه یا انفجاری شکل گرفتن که من چنین انفجارهایی را به ندیدن و آنان را بسان تولد تصویرهایی جدید در بُعد دنیای دانستن ... و گویند تمامی کرات منظومه تکه ای از خورشید بودن که در اثر انفجاری کم کم جدای گردیدن و گرد خورشید به طواف نمودن ... و زمین سرسبز آن بود که در آن سال های بسیار قدیم بسیار خشک و داغ بودن و لیکن آن قادر بود تصویری از آینده خویشتن را به سرسبزی و شادابی مشاهده نمودن و به جان آمدن و گدای روزهای شکوفایی خویشتن من جانب آسمان بودن ... آسمانی که ماه و خورشید و سایر اقمار و ستارگانش را گرد خویشتن دیدن ... و آن آرزومندی و احساس امید داشتن زمین من جانب خدای آسمان را چنین گردیدن که خداوند بلند مرتبه زمین را جان و شادابی عنایت فرمود ... و آن بسیار عاقل و بالغ بودن ... مخصوصاً در این ایام که من خود را بر روی آن به تنهای تنها دیدن و آن را نیز بسان گمگشته ای دیدن که بدنبال یادآوری حافظه و شعور گذشته خویشتن بودن و آن و خورشید و سایر اقمار منظومه ... همه با هم مرا به وصل بودن و مرا تن به فشار آوردن تا که تفکر نمودن و خود را به پیدا نم ... و آن زمین آن بود که همواره خالق خویشتن را به مدتی در میان خلایق خود جست و جوی نمودن و هر آن را که تفکری جدید به داشتن را گوش فرا دادن ... و تعدادی از خلایق آن را تا به امروز در آن قطب دانستن که خالق و آفریننده زمین بودند ...

و امروز من به این نتیجه رسیدن که در درون ذهن جانداران زنده روی زمین حوادثی به غیب در حال رخ دادن است که ما به توسط چشمان خویشتن قادر به روئیت آن به نبودن ... و گویی هر کدام از خلایق روی زمین را در مرکز ذهن ایشان چراغی نورانی چون آینه و یا با سطوح و درخشش هایی متفاوت بودن که در حال حاضر هر کدام از خلایق روی زمین در قوه خیالات و تفکرات خویشتن تابش ها و بازتابش هایی را از جانب خویشتن منعکس نمودن که گویی بر روی سطح کروی زمین چراغ های بسیاری همچون صفحه ای به شطرنجی در حال روشن و خاموش شدن و چشمک زدن است که در دل برخی از ایشان عوالمی بودن و شکل گرفتن که قادرند همواره در یاد و حافظه زمین و منظومه و کهکشان و کیهان باقی ماندن و چون مُهری اندر دل آفرینش به حک شودن ... و اگر فقط به زمین بصورت جداگانه نگاه کنیم آن را همچون شهابی دیدن که در ابعاد از زمان در حال حرکت است و یک بُعد آن را به دور خود و یک بُعد دیگر را به دور خورشید و بُعد دیگری بودن که ماهی دور آن گردیدن ... و هر کدام از این حرکت ها و گردش ها همچون طیفی باشند که پرتوی را من جانب خویشتن به ساطع نمودن و ردی بسان دود هواپیما از خویشتن باقی خواهند گذاشت ...

که برخی از آنان چون غبار محو گردیدن و برخی دیگر پر رنگ تر به نظر رسیدن ... و لو اینکه در تاریخ گذشته باشند ..

و مرا چنین در باور است که آن مرکز زمین را لایه هایی باشد که همگی تو در تو و اندر دل یکدیگر بودن و هر یک بسان چشمه هایی باشند که قادرند پرتوهایی را از جانب خویشتن ساطع نمودن و بازتاب هایی را دریافت نمودن و همچون چشم و بینش باشند و در نگاهی همگی ایشان از زیر زمین در حال مشاهده خلایق زنده روی زمین بودن که چراغ های آنان در حال چشمک زدن است ... و گویی در زیر زمین نیز دنیایی باشد که خلایقی در آن زیستن نمودن و آنگه که فضای بالای سر خویشتن نگریستن ... آن خلایق در حال زیستن را چون ستارگان آسمانی به چشمک زدن قادر به مشاهده باشند ... چرا که در زیر زمین خورشیدی نیست و فضای زیر زمین اندر دل تاریکی است و در آن فضای تاریک ... حس دیدن بسان دیدن از نگاه ما نیست که نیاز به تابش نور خورشید یا لامپ های الکتریکی داریم ... و فضای پیرامون زیر زمین از دید خلایق آن همچون فضایی است که گویی خلایق آن در درون دریایی از تابش لامپ های نئون زیستن نمودن و گهگاه برخی از افراد در حال زیستن روی زمین در اثر درخشش ذهن و ضمیر روشن موجب توجه خلایق آگاه و زنده زیر زمین گردیدن که معمولاً ایشان به سوی منبع نورانی هجوم بردن و موجب مسدود نمودن نگاه آن افراد به گردیدن و در چنین حالت هایی برخی از افراد خبره قادرند تا آن جن و پریان را از جانب خویشتن رانده و نگاه خود را آزاد ساختن و در چنین حالاتی برخی قادرند تا اعمال خارق العاده انجام دادن ... و لیکن برخی که نا آگاهند معمولاً دچار کوری گردیدن که موجبات آزار ایشان را فراهم ساختن و لیکن در چنین مواقعی بهترین روش راهنمایی آن جانداران بوده تا که بتوانند از طریق همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر به بهترین روش های ممکن رسیدن ...

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1396 ساعت 04:11 | نویسنده: فرزاد | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد