X
تبلیغات
رایتل

دجال المسیح ... انسآن،حیوآن، شیطآن و خدای سبحآن و ...

ظهور منِ داغان، دجال المسیح، ضد مسیح ... مسیح دروغین و مهدی صاحب الزمان

داستان بزبزقندی و فرزاد از آسمان

کلام الله آن باشد که من آن را به بداهه و خطا ناپذیر توانم به کتابت نمودن ... و آن خداوند است که مرا به مسیری خطا ناپذیر خواهدی بردن و این من هستم که جایز الخطاء باشم و این خداوند است که نیروی آن ورای هر نیرویی در آفرینش است و آن را هیچ احدی نتواند به بند گرفتن و این خطاهای ریز و اندک درشت من باشد که عده ای سعی دارند آن را همواره انگشت اتهام گذارده و بسیار فشار دادن این من هستم که ایشان را به رهنمای بودن و این آنان باشند که پس از آن فرمایشات به عنوان رهنمایی در صورت تکرار رفتارهای زشت و خودپسندانه از جانب خداوند امتیاز منفی دریافت خواهند نمودن و این من هستم که امتیازات مثبتم سر به فلک خواهدی کشیدن و غرور آن باشد که من گهگاه توانمی آن بشکانم و ز جانب عده ای از خطاکاران مرا بهانه ای به ناماند ... و توبه از کارهایی که من در منزل شخصی خویشتن به انجام دادن آن باشد که بزور نتوانندی به من دادن و سجده آن است که من آن را از برای آن پیر سپید طریقت دانستن و آن در صورتی باشد که او در برابر من ظاهر گردیدن تا من با دیدن او به ایشان سجده نمودن و آنان که اصرار به شیطنت به سیه دلی داشتن را خداوندی بی مدعا همواره امین و شاهد بر حضور اعمال ایشان بودن و مرا نیاز نباشدی تا من جانب ایشان سر و گردن کشیده و آنان را به گروگان دانستن و نظم دنیا چنین باشد که من همواره در پی یافتن مسیر درست آن براستی ماندن تا که خود و همسفرانم را از بدی نجات دادن ... و ستم آن باشد که همواره از برای همه خلق به بد ماند و ذات نیک و بد ز یکدیگر جدا بودن و در بسیاری از موارد به مشخص است و من هیچگاه نتوانمی از این بابت شاکی نماندن که چرا فلان شخصیت زندگی من که می تواند از جانب عالم غیب مرا کمک نمودن ... چرا بجای انجام معجزاتی زیبا و خیره کننده همواره در صدد است تا از جانب درون من رتیل و عنکبوت زنده و سیه رنگ را به آفریدن و لذا به چه دلیل او حاضر نبودن تا بجای رویاندن عنکبوت سیاه از تن من اقدام به رویاندن گلبرگ های معطر ننماید ... و من آن باشم که خود را از برای طریق و سفری در این دنیای پهناور آماده نمودن و فرشتگانی الهی که از جانب خویشتن آفریده شده اند همواره مرا در این مسیر پر فراز و نشیب کمک نمودن و ایشان را مراتبی الهی باشد که مقاماتشان از جانب شخصیت های نا به امین هرگز و هرگز به تعریف نخواهدی به گردیدن و من آنم که مقامات فرشتگان الهی خویشتن را هرگز رضا نبودن تا ندانسته و به نا آگاهی تعریف و مشخص نمایانم و در درون دلم آینه ای داشتن که هرگز راضی به نبودن تا هیچ شخصیتی آن را به چرکین نمودن و نسبت به خط انداختن روی آن اقدام نماید و لیکن خداوند از برای چنین افرادی عذابی سخت و دردناک را مقدر خواهدی نمودن و هیچ شخصیتی از جانب ظاهر و باطن و به غیب قادر نبودن تا از جسم و تن و روح و روان من به سوء استفاده نمودن و یا نسبت به بندگی گرفتن من اقدام نمودن و یا اینکه خویشتن را به خریت و حقه بازی زدن تا اینکه مرا در چاله و چاه انداختن و یا مرا همواره آزردن و نسبت به گروگان گیری از من ممارست بخرج دادن و یا مرا تهمت های بیجا زدن و یا اینکه از برایم کلامی شیطانی به سوء نیت قرائت نمودن تا که بخواهد چوب به لای چرخ من گذاردن و از نام و شخصیت سایرین به سوء استفاده نمودن و تا کنون بسیار آزار دیدن و رنج کشیدن و بسیارند شخصیتانی که در مسیر تقدیر من قرار گرفتن و حتی مرا به زور و کلک خواهند وادار نمودن تا از برایم تقدیر به رقم زدن و از برای چنین پافشاری مرا به گره های کوری آلوده نمودن که موجب تحلیل قوای جسمانی و درد گرفتن تن و بدن و روح و روانم گردیدن و یا اینکه بخواهدی مرا به زور اصول دین قرائت نمودن تا که مرا مورد قضاوت قرار دادن که من کافرم یا که مسلمانم ... و لیکن من فقط این دانمی که فرزادی از آسمانم و زمین و آسمان و آن زیر زمین مرا به غیب نظاره نمودن و تاکنون عده ای وقت مرا بسیار گرفتن یا اینکه مرا به مواردی چندش آور آلوده نموده اند که حال هر آدمی با دیدن آن به هم ریختن و ایشان را دل و روده به پیچیدن ... و این زمین و آسمان و ستارگان و آن فضای بیکران باشند که قادرند مرا به تناوب زمزمه نمودن و من آنم که در این مسیر بی پایان خویشتن خود را به همزادهای فراوانی دانستن که از ابتدای حرکتم مرا شباهتی به ناداشتن و در صدد تخلیص خویشتن به مراحلی بودن که آن مراحل بایستی به درستی طی گردیدن و از مسیرهای خطا و لو اینکه به میانبر بودن یا احساس سعادتی به اندک دادن چشم پوشی نمودن ... چرا که اعتقادم چنین باشد اگر یک تن و فقط و فقط یک تن در این عالم شگرف هستی قادر به طی نمودن طریقتی به صد درصد صحیح گردیدن ... لذا او خواهدی توانستن تا میلیون ها تن را به رهنمای گردیدن تا که بتواند ایشان را لحظه به لحظه سریعتر به مقاصد درست خویشتن به رساندن ...

و من آن بودم که شبی به یکباره چشم دلم باز گردیدن و گویی آن درب های آسمان برویم به باز گردودن و این باران کلام و واژگان بودن که به زمزمه هایی از جانب آسمان بر سرم باریدن گرفتن و من آن بودم که به یکباره مرا در دل تصاویری آتشین از جاندارانی شاخدار به انواع رنگ های سرخ و زرد و نارنجی در نظر آمدن که هر کدام ایشان بیتی شعر را به زمزمه نمودن و فردای آن روز در باغی تنی سیه ردای را بسان شبهی دیدن که پرندگان را مانستی و آن بسان صاعقه ای از مقابلم به آسمان جهش نمودن و با شخصیت ها و مقامات بسیاری در آیینه دل آشنای گردیدن و گویی می بایست خود را از برای سفری آماده نمودن که آن مسیری کارگردانی شده به داستانی بسیار زیبا و رمانتیک از برای خود و تعدادی از همسفرانم بود و لیکن بعدها طی مطالعاتی دریافتم که آن منطق الطیر حکیم عطار نیشابوری راجع به تعدادی از پرندگان باشد که بر زمین به سرگردانند و بدنبال سیمرغ گردیدن و گویی آن سیمرغ داستان و روایت عطار نیشابوری من بودم که عده ای مرا من جانب آسمانی پر رمز و راز به زیر کشیدن و لیکن مرا وابسته به زمان و مکان و فضا و زمان به اعتقاداتی بودن و نبودن و هیچ کس و ناکسی را به حق نباشدی مرا به بنده داشتن و تن هایی به همزاد در آسمان های خداوند داشتن که برخی از ایشان قادرند تا از فاصله دور دست بدون اینکه خود را به اهل زمین نمایاندن ... با فوتی کوچک این دنیا را به متزلزل نمودن و خود نیز جهت رهنمایی تعدادی از یارانم بسوی زمین سفر نمودن و لیکن تا کنون مورد بی مهری عده کثیری قرار گرفتن که ایشان همواره در حال شکنجه دادن من باشند و گویی مرا به گوشت قربانی یافتن تا که بسان مرکبی سوار بر خشت جان من گردیدن و مرا نردبان طرقی خویشتن قرار دادن یا اینکه از تنم برای خویشتن پالتو پوست ساختن و آن ملک الموت قرآن مجید را نیز بی اعتبار به پنداشتن و گویی از همه پست تر و طمعکارتر آن بود ... و خداوند داند ...

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1396 ساعت 00:14 | نویسنده: فرزاد | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد