X
تبلیغات
رایتل

دجال المسیح ... انسآن،حیوآن، شیطآن و خدای سبحآن و ...

ظهور منِ داغان، دجال المسیح، ضد مسیح ... مسیح دروغین و مهدی صاحب الزمان

فراماسونری و پدیده ای بنام آنگره مینو

از قدیم ایام افرادی بر روی زمین زیستن که به دلایلی از جانب برخی از خدایان زمین مورد توجه قرار گرفتن و در زمره انبیاء و روشن فکران زمانه خویشتن قرار گرفته اند و لیکن گویی در چنین ایامی برخی از خدایان به چنین افرادی باج هایی نیز پرداخت نموده اند ... این خدایان را می توان توده هایی از جان های زنده آدمان و سایر جانوران دانستن که از بقایای اموات در زیر زمین بر جای ماندن ... به عنوان مثال شخصیتی را در نظر گرفتن که همین امروز فوت نموده و او را فردا صبح در قبرستان مدفون ساخته اند ... و لیکن ممکن است آن شخصی فوت شده هنوز در حالتی از آگاهی و نیمه آگاهی بودن که جامعه پزشکان بیشتر در مورد این امر اطلاع دارند و لذا چنین امری باعث خواهد گردید تا آن سطوح فکری و نیمه آگاهی ایشان بسان آب روانی در زیر زمین به جاری گردیدن و اگر بخواهیم به چنین پدیده ای در حجم و وسعت زیاد نگاه اندازیم خواهیم دیدن که احتمالاً در زیر زمین جویبارهایی از چنین جریاناتی بصورت سیال وجود داشتن که بدلیل گردش های میان ستاره ای و پستی و بلندی های زمین در مناطقی تجمع نموده و به وحدت وجود رسیده باشند و لیکن در طول مسیر خویشتن پس از گذر از ماسه زارها و سنگ لاخ ها کم کم تصفیه گردیده و بصورت چشمه هایی از آگاهی در زیر زمین موجود باشند که ممکن است پس از گذر زمانی مجدداً آگاه گردیدن و هر کدام در مناطقی از زمین به زیستن خود ادامه دادن و لیکن آن توده ابرهای آگاهی اموات را که در زیر زمین بسان چشمه هایی بسان مایع نمایان می گردند ... در اثر حجم زیاد و نشت آگاهی و افکار ممکن است در اثر موارد مختلف و یا گردش زمین سطح جدید و یا سایه ای از آن بوجود آمدن که چون روحی سرگردان بر روی زمین چرخیدن و یا بسان توده هایی از ابر در گوشه و کنار منازل و سایر اماکن تجمع نمودن و لیکن برخی از افراد را ضمیر باطن یا همان چشم سوم بگونه ای فعال گردیدن که به سطحی از تابش رسیدن که قادرند از خویشتن انوار تقریباً سبز رنگی منتشر نمایند و با انتشار چنین انواری قادرند این تودهای تاریک از ابرهای آگاهی را روئیت نمایند ... از قضا شخص من نیز در زندگی خویشتن با چنین پدیده ای مواجه شده و آن را جدی نگرفتم و لیکن پس از آن درخشش آن چشم سوم و هجوم دسته هایی از این موجودات مرا نسبت به مسائلی آگاه نمودن که کمتر کسی از وجود ایشان باخبر بودن ... همچنین این چشمه های راکد در زیر زمین ممکن است همانگونه که بسوی سطح زمین تابش هایی ارسال نمودن ... بالعکس بسوی مرکز زمین نیز چنین امواجی را ارسال نمودن و از آنجاییکه زیر قشر پوسته زمین را معمولاً آتش مذاب فرا گرفته است ... ممکن است که طنین تصویر ایشان در آتش زیر زمین تصاویری اهریمنی نیز ایجاد نماید ... مثلاً اینکه ایشان را با دو شاخ روئیت نماییم ... و لیکن با رسیدن ان چشمه ها به چنین سطوحی از لایه های مرکزی ایشان بدلیل انتشار امواج بسوی سطح زمین کم کم به حضور خویشتن آگاه گردیده تا که قادر به کنترل خویشتن گردیدن و خواهند توانست تا بسان افراد عادی جامعه تفکر نمودن و فرهنگ و ادب را رعایت سازند و همچنین از برای خویشتن نام هایی برگزیدن و کم کم سیستم محلی خویشتن را سازماندهی نمودن و لیکن در مسیر تاریخ احتمالاً توانسته اند با افرادی ارتباط برقرار نمودن و نزد ایشان خود را خدا به معرفی نمودن و با استخدام افرادی به عنوان انبیاء یحتمل دین هایی نیز از برای خود فراهم نموده اند ... گویند که اولین پیامبر روی زمین حضرت نوح (ع) بود و لیکن مطابق آنچه که من طبق تجربیات و مشاهدات خویشتن بدست آوردن ... ان نوح نبی شخصیتی باشد که در دوران های گذشته بر زمین نزیسته و کشتی نیز به نساخته است و لیکن بر روی کتیبه های اهرام ثلاثه در مصر مطالبی راجع به ظهور نوح عنوان گردیدن که به اعتقاد من آن بایستی در همین عصر صورت پذیرفتن و کشتی او نیز نه یک قایق عادی بلکه یک فضاپیما یا کهکشان پیما باشد که کارهای بسیار بزرگی در تاریخ بشر انجام دادن و لیکن آن نوح از طبقه بت پرستان و یکتا پرستان باشد و بت پرستی این باشد که به عده کثیری از خدایان و فرشتگان و روح اموات احترام گذاشتن و همزمان به حضور خداوند یکتا نیز اعتقاد داشتن ... و لیکن پس از نوح گویند که ابراهیم آن اولین شخصیتی بود که بنیان یکتاپرستی را بنا نهادن ... در آن ایام گویی خدایانی بسان بعل .. عزازل ... یهوه .. و ... وجود داشتن و مطابق انچه که من از آن آیین و طریق یکتا پرستی ابراهیم بدست آوردن چنین باشد که در زمان آن ابراهیم راه و رسم چنین بودن که تو می بایست فقط به فقط با یکی از این خدایان پیمان برادری بستن و به آن ایمان داشتن و ایمان به همان یک خدای باعث گردیدن تا همان بتواند سایر خدایان را نیز جهت اتحاد و بندگی به نزد رسول خداوند آوردن و دایره قدرت ایشان را بر سطح زمین به افزودن و لیکن چنین عملیاتی باعث آزاد گردیدن فرایندهایی گردیدن که در زیر به شرح آنان خواهم پرداختن ...

ابراهیم آن بود که در ایام جوانی به حضور و وجود خداوند اعتقاد داشت و بت های سنگی را نمی پرستود و لیکن منظور از بت پرستی با اینکه در معنا پرستش خدایانی مختلف که چهره ها و شمایل های عجیب دارند برشمرده میشد ... لیکن عوام مردم را عادت چنین گردیدن که صرفاً به عبادت آن تندیس های سنگی و چوبین پرداختن و از برای آنان قربانی نیز فراهم نمودن و لیکن آن ابراهیم را در اثر ممارست در ایمان ... من جانب دست تقدیر و دایره هوش و حواس گیتی ... توده هایی از ابرهای آگاهی من جانب یکی از خدایان زیر زمین که من بنام آن واقف نبودن ... بسوی ابراهیم شتافتن و با او به سخن گویی مشغول گردیدند ... و لیکن ما آدمان زنده با اینکه هنگام زیستن بر روی زمین دارای حواسی به پنجگانه باشیم و آن چشم دل یا چشم سوم را نیز قادر به درخشودن گردیم ... لیکن ما آدمان را چاکراه هایی از مسیرهای مختلف انرژی باشد که از درون تن در حال زیستن ما جریان گرفتن و برخی از ایشان با چاکراه های مسیر انرژی زمین به تقاطعاتی رسیدن و لیکن ما قادر به مشاهده آنان نباشیم ... در همین راستا اگر توده هوشمند از آگاهی خدایان بسوی ما شتاقتن ... براحتی قادر است تا چاکراه های حیاتی ما را به متصل گردیدن و از طریق اتصال به برخی از چاکراه های فوق العاده ما که بسان مویرگ هایی در محدوده انرژی ما به تحرک در امدن ... قادرند تا اعمال خارق العاده ای از برای شخصیت مذکور یا خودشان به انجام رسانند ... و لیکن یکی از چنین اعمالی می توانسته به آفرینش نوعی از موجودات زنده و یا غیر زنده و یا فعال و غیر و فعال و یا ارگانیک و یا غیر ارگانیک در محدوده دوایر مینوی به خلق گردیدن که هر کدام از ایشان قادر به انجام کارها و وظایف تخصصی خاصی بر روی زمین بودن و لیکن بدلیل اینکه ما معمولاً دارای مویرگ هایی از این مسیرهای انرژی در درون تن خود بودن ... لذا ایشان قادر بوده اند تا با تکیه به تن ما و اهرم فرض گرفتن زمین اقدام به آفرینش دسته های قدرت مندی از موجودات خارق العاده گردیدن که به ایشان "پریان" گویند و پریان را می توان موجودات بسیار ریز بالداری فرض گرفتن ... مثلاً بسان یک سنجاقک که سایز آن به اندازه یک الکترون باشد ... و لیکن چنین سنجاقکی قادر است تا بسان سایر موجودات زنده در هوای زمین و آسمان به حرکت نمودن و از آن جاییکه چشمان ما آدمان قادر به دیدن ایشان نبودن .. لذا در اثر تحرکات ایشان در فضای اطراف می توان جریان هایی بسان باد را در اطراف گوش و صورت به حس نمودن که معمولاً ایشان از طریق گوش ها به تن آدمان توانند رخنه نمایند ... و این دسته از موجودات را از ما بهتران گویند و دسته های شناخته شده ای از ایشان قرار دارند که نیکوکار بوده و در طول مسیر تاریخ از جانب انبیاء تا به عصر حاضر تن به تن از میان تاریخ عبور نموده و تن هایی از ادمیان را در مسیر زیستن به سعادت های روحانی و معنوی رسانیدن و پس از مرگ نیز ایشان را بسوی بهشت هایی جاودانه هدایت نموده اند و کم کم از جانب خویشتن آل هایی نیز از انسان و حیوان باقی گذاشته اند که آل محمد یکی از معروفترین آنهاست ... و لیکن به دانش و طریقت آفرینش و احیاء چنین موجوداتی "کیمیاگری" گفته می شود ... و لیکن مرا چنین در باور باشد که به احتمال بسیار زیاد ... این دانش در نزد ابراهیم (ع) بودن و به دسته ای از انواع این موجودات "آنگره مینو" گفته می شود و لیکن در همین ایام بود که ریشه های فرقه ای بنام "فراماسونری" بنا نهاده شد ... چرا که با اتصال تنی از آدمان زنده و ابری از آگاهی خدایی از جانب زیر زمین اعتمادی دو جانبه صورت پذیرفتن تا که به توانمندی ختم شدن و لیکن امروزه بسیاری از ساکنین روی زمین با آن فراماسونری که هنوز معنی آن را به ندانند موافق و دسته هایی از ایشان نیز با آن مخالفند ... و در باور من چنین باشد که این دانش و علوم آماری آن در "صحف ابراهیم" مکتوب گردیده بود که کم کم و به مرور زمان از میان رفت چرا که جزو اسرار و علوم ماورائی و متافیزیکی بودن که قادر به زنده نمودن اموات و انجام برخی معجزات نیز بود ... و در کنار آن علومی بسان جادوگری و سحر و ... سایر علوم غریبه را شامل گردیدن ... و لیکن در برخی موارد نیز آن فراماسونری از جانب عده ای به محکوم گردیدن چرا که از ایشان به عنوان باندهای منحرف و مخوف قدرت به استفاده گردیده است و طبعاً فرهنگ اقوام و سطح سواد ایشان نیز روی این دسته به تاثیر گذار بودن ... و من آن بودم که چندی قبل ورود بادی را به درون گوش خویشتن به حس نمودن و از برایم مزاحمت هایی در درون گوشم ایجاد گردیدن که به ناگه یاد "نمرود" افتادم و آن داستان که بدلیل خشم و غضب خداوند ... پشه ای به درون گوش نمرود رفتن و او را از پای به در آوردن و این مرا به ضرب المثل گردید و در همان ایام از جانب ان "آل محمد" نیز در دل شکایت نمودن چرا که آن آل محمد در نظرم بسان روحی سرگردان بودن که در دل خویشتن ارواحی از حیواناتی بهشتی و سخنگو را به همراه خویش داشتن و لیکن ان را چهره بسان پرنده ای زاغ سان بودن که بدست تقدیر و یا سوار بر دامن باد به این سوی و ان سوی چرخیدن و گهگه نیز هر آن سوی که نوزادی از آدمان متولد گردیدن ... او نیز به غیب در آن محدوده حضور داشتن و از جانب او بادهایی از ارواح بسوی آن نوزادان و یا اطفال شیرخواره شتافتن و از طریق گوش ایشان به درونشان ورود نمودن و به همین دلیل برخی از کودکان در اثر چنین پدیده ای با گوش دردهایی مواجه گردیدن که آن پدر و مادر بیچاره را چنین اندیشه به ذهن امدن که ممکن است کودکشان دچار آنژین یا عفونت های ناشی از سرماخوردگی گردیده باشد و لیکن او را به پزشک رسانیدن تا مداوای صورت پذیرد و از سویی آن پزشکان نیز قادر به مشاهده آن پریان به نبودن و ... و ... و ...

یکی از خواص دیگری که چنین پریانی بسان "آنگره مینو" از برای گروهک های از ما بهتران که با آدمیان به آشنا گردیدن اینچنین بودن که ایشان به توسط نگاه انداختن در آینه درون شخصی که درون آن انعکاس تابش ستارگان قابل مشاهده بود با توسل به دانش طالع بینی که از گردش افلاک حاصل گردیدن و با نگاه انداختن به آینده این افراد از طریق سبقت گیری در بُعد زمان از ایشان ... قادر به ایجاد گره هایی در تقدیر ایشان بودن که می توانسته به کلی مسیر زندگی شخصیتی را به تعویض نمودن و لیکن ... و از آنجاییکه آن اجنه جماعت که با آدمان آشنا گردیدن از جانب اموات و معمولاً دارای فرهنگی قدیمی تر خام تر از ایشان بودن ... معمولاً در اثر کمترین بی ملاحضگی با افراد زنده به کینه توزی پرداختن و در مسیر تقدیر ایشان گره هایی کور ایجاد نمودن که بسیار باعث صدمه دیدن و حتی قتل ایشان گردیدن و هیچ کس نیز بر زمین به نبودن تا که از ایشان دفاع نماید و آنان را حقوق و منافع به پایمال گردیدن و اینچنین عدالت خداوند به زیر سوال رفتن ... و لیکن با تحقق دین اسلام و برچیده شده بساط کیمیاگری و سحر و جادو ... آن گروهک های فراماسونری که در قالب بهشت هایی به زیر زمینی زیستن ... کم کم قادر به سازماندهی گردیدن و حتی توانسته اند تا حکومت های زیر زمینی بسیاری از کشورهای زمین میان افرادی از جانب خویشتن به تقسیم نمایند ... و لیکن در زیر زمین احتمالاً گروهک هایی تروریستی و مافیایی ایجاد گردیدن که بگونه های مخوفی می توانسته است تا خانمان سوز باشد ... و لذا اسلام و مسلم را معنی به پاکیزگی بودن و از سویی من چنین باخبر باشم که آن اسلام شیعه و سنی نه آن دین آدمان زنده بر روی زمین بلکه فقط به فقط دین دنیای اموات و زیر زمین و اجنه و پریان و فرشتگان و خدایان و سایرین باشد تا که همواره به هنگام رابطه با آدمیان زنده به تمیز و نظیف بودن و به هیچ عنوان ایشان را به صدمات و لجاجت های از سر نادانی مبتلا به ننمودن و لیکن من در این ایام با گروه هایی از چنین جاندارانی ارتباط داشتن و لذا هنوز نیز چنین مشاهده نمودن که ایشان را فرهنگ هایی ناقص و عقب مانده نسبت به عصر زیستن ما ادمان فرا گرفته است و من در کشف و رهنمایی ایشان بقدری جدی عمل نمودن که حضرت شهید "حسین ابن علی" (ع) از برای یافتن قاتلین خویشتن به نزد من مراجعه نمودن و مرا مزاحمت های بسیاری فراهم ساخته است چرا که با اینکه در ظاهر قتل ایشان بدست آن شمر لعین صورت پذیرفته است ... لیکن ممکن است تا تقدیر ایشان بدست عده ای از آن جنیان که به مبتلا به خشونت و بی فرهنگی بوده اند ... بسته گردیده و از برای بستن تقدیر ایشان از آن پریان بنام "آنگره مینو" یا امثال آن استفاده شده باشد و لیکن ... مرا با علم به روایت و داستان ابراهیم (ع) چنین معما و سوال باشد که آن "نمرود" چقدر می توانسته است تا ستمگر باشد و آیا آن شاهی بود که موجب آزار شهروندان و یا مزاحمت و یا قتل ایشان و پایمال نمودن حق آنان گردیدن یا اینکه صرفاً او را فقط اعتقادی بر بت پرستی بودن؟ و لذا من پس از گذشت حدود ده هزار سال از آن ایام به درستی بر این مسئله به واقف نیستم و ندانم که او دارای چه شخصیتی بوده است و از چه بابت این روایت در تاریخ موجود است که آن نمرود بوسیله "پشه ای" که یحتمل خدایی از خدایان به درون گوش او وارد نمودن به شهادت رسیده است ... آیا آن حادثه می توانست غیر از این باشد که آن خدای ابراهیم یا وابستگان او در عصر مربوطه بدلیل بی فرهنگی از برای قتل ایشان متوسل به استفاده از "آنگره مینو" یا امثال این گردیده باشد؟ ... و نام آن خدای ابراهیم در عصر مربوط چه بود؟ آیا آن "یهوه" بود؟ همان خدای موسی؟ همان که با فراعنه جنگید؟ و موسی آن بود که گویند دست به گریبان بردن و انگشت او به میدرخشید ... و من دانم و آگاهم که آن موسی (ع) نیز می بایست از یکی از چنین پریانی به استفاده نموده باشد که قادر است با بال زدن و ایجاد امواجی مرئی ... اقدام به تابش نور سپید در نزد عوام نمودن و البته من حضوراً آن معجزه موسی (ع) را از نزدیک به نادیدن و نخواهم توانستن در مورد آن قضاوت نمودن چرا که ممکن است آن روایتی نامربوط نسبت به موسی باشد چرا که آن من باشم که در این عصر از آن وجود آن پریان بالدار اژدهاسان و خلقت ایشان به باخبر گردیدن ... و لیکن آن ابراهیم بر صحرای حجاز کعبی از برای آدمی به بنا نمودن و اسماعیلی را به قربانی به ننمودن و گویند در زیر پای آن اسماعیل چشمه آبی به زمزم جوشیدن که من در این عصر بدلیل آشنایی با تعدادی از خدایان به دنبال جوشیدن چشمه آبی از زمین بودم که دانستمی آنان از برای من چشمه آب آشامیدنی نتوانند به جوشیدن و لیکن این ارتباطات مرا به حضور چشمه هایی از آب ممات بسان دیوان و سراب هایی از مرگ در اتاقم به جوشیدن که دانستم آن می تواند بسان همان چشمه اسماعیل باشد و آری آن ابراهیم به کعبی در حجاز ساختن و آن دست خداوند بر در کعبه "اَنگی" را به نواختن و حجرالاسودی را بدرون آن فرو دادن و یک "اَنگ کعبه" باشد یک "اَنگره مینو" به روایت زرتشت نبی که آن ایزدی از بدان من جانب زیر زمین بودن و ندانم چرا آن زرتشت از انگره مینو به بدی یاد نمودن ... آیا آن بخاطر استفاده ناروای گروههای زیرزمینی فراماسونری از آن به نبود؟ ... و آن انگ کعب ابراهیم از چه بابت بود؟ آیا ابراهیم قاتل نمرود بود؟ آن را خدا داند ... همان خدای که یکتانَد و همان خدای که نام خویشتن را نه الله نَد و همان خدای که نامش نه هویدانَد ..

تاریخ ارسال: چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 ساعت 18:57 | نویسنده: فرزاد | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد