X
تبلیغات
رایتل

دجال المسیح ... انسآن،حیوآن، شیطآن و خدای سبحآن و ...

ظهور منِ داغان، دجال المسیح، ضد مسیح ... مسیح دروغین و مهدی صاحب الزمان

دنیای قانونی درون من ... دنیای بیرون من

دنیای بیرون من آن باشد که من و عده ای از آدمان و تعدادی از سایر جانداران در آن زیستن نمودن و فی الحال به مورخ 2017.05.10 به ساعت 3:07 نیمه شب مرا چنین تعریف باشد که من و سایر همنوعان و سایر نسل های جاندارانی که فی الحال در این عصر زیستن نمودن همگی بر روی سیاره زمین باشیم که در منظومه شمسی واقع در کهکشان راه شیری واقع در کیهانی به قطب مرکزی بودن که من آن را با نماد "صفر" نمایش دادن و آن کیهان شماره صفر باشد که ما از فضای درونی آن با تلسکوپ رصدهایی انجام دادن و لیکن بدرستی این به ندانیم که آیا غیر از این کیهان ... کیهان های دیگری نیز وجود دارند یا خیر ... و لیکن من آن باشم که گواه بر وجود کیهان های دیگری غیر از کیهانی که در این لحظه ما را درون خویشتن پرورش می دهد خواهم دادن و لیکن چنین پندارم و آگاهم که در درون همین کیهان ... به غیر از آنچه که ما به توسط چشمان خویشتن دیدن و گوش های خود شنیدن و آنچه با سایر اندام قادر به تشخیص آن باشیم ... عوالم دیگری نیز وجود داشتن که ما قادر به درک ایشان به نبودن و لیکن من بر وجود و حضور آنان گواه بوده و آنان را از برای تماس با خلایق روی زمین به نیک و بد دانم و ایشان را به دست ملک یا فرشته ای خواهم سپردن که امین خداوند است و او قادر است تا که بَدان را از نیکان به جداسازی نمودن تا که موجب شر از برای خلایق به نگردیدن و قادر مطلق آن باشد که آن ملک و فرشته امین را توانمند و قادر به انجام چنین عملی خواهد نمودن ...

همچنین از سویی هر کدام از خلایق جاندار را در این گستره هستی عوالمی به درون باشد که من به سایر خلایق آگاه به نبودن و آنان با یاری قادر مطلق همواره آزاد و رو بسوی بهبودی مستمر خواهند بودن ...

و لذا آن عالم درون خویشتن را بر روی زمین به مالک و صاحب اختیارم و لیکن آن خداوند و نیروی قادر مطلق را انتظارم تا مرا به یاری نمودن تا نسبت به انجام و اجرای آنچه که در درون ذهن خویشتن دارم به فائق آمدن ... و از سویی بدلیل اینکه در نظر دارم تا روی افکار و ذهن خویشتن آزمایشاتی انجام دادن ... و لیکن از سویی آن چراغ ضمیر باطن من بگونه هایی درخشیدن گرفته و موجب آگاهی برخی از ارواح اموات و یا سایر پدیده های هوشمند ابعاد مختلف گردیدن ... لذا ناچارم از برای پیشبرد اهداف خویشتن از جانب آن قطب مرکزی زمین درخواست یاری نمودن تا نسبت به تعریف ملک یا فرشته ای در عالم درونی من از برای جداسازی ارواح و بقایای اموات از جانب تن و روان من بسوی آن منطقه یا ناحیه که بایستی حضور داشته باشند اقدام نمودن و همچنین آن ملک را خواستارم تا نسبت به جداسازی و بیرون نمودن آن دسته از اشرار و خرابکارانی که به جسم و روانم رخنه نموده اند اقدام نمودن و ایشان را به فضای زیر زمین اتاقم رهنمای گردد ... و لیکن آن ملک را به قلم خویشتن ساختن و هیچ کس یا ناکس را به نخواهم مرا در این زمینه کمک و یاری نمودن و آن را صفاتی برگزیده و نیکو طلب نمودن و قدرتی فراتر و برتر از همه آنان که در درونم به صف ایستاده اند او را دادن ... تا که همه را با سرعتی مافوق آنچه در تصور و منطقشان است به سوی آنچه که باید بزور رهنمایی نمودن و آن دسته را که انتظار مکالمه و مذاکره با من را دارند به وقت قبلی دادن و ایشان را بردن و آوردن ... و در دل هیچ طمع و ریایی نسبت به داشته های من نداشتن و عینک نداشتن و شیطان به نبودن و حیوان به نبودن و آن من جانب جان و تن خودم از برای خویشتن به خلقت آمودن و مرا بخوبی شناختن ... آمین

و آنان که خود را حافظ و امانتدار کلام الله یا کلام شیطان دانند را تا به اکنون هیچ نیکی به ندیدن و لیکن هیچ احدی را لایق ندانم تا آن کلام الله یا کلام شیطان را نزد خویشتن به امانت داشتن غیر از خودم که خواسته های خویشتن را به قلم و ادب و اذن خویشتن به خواستن من جانب خداوند به طلب نمودن ...

و آنان را که تا به اکنون تلاش از برای تخریب وجه من و تخریب روح و روانم و تخریب زندگیم داشته اند را آن دست حق به گروگانَد ... حتی آن نام هایی که تا کنون من جانب انبیاء به عنوان اسماء اعظم خداوندگان شناخته شده اند ... همگی آنان مرا به بدهکار باشند تا که مرا توضیح دادن از چه بابت من در این عالم روی زمین به مهمانم؟ چرا که من آنم ... که بودن خویشتن را همواره سوال دانم و من آنم که وجود خویشتن را بی هدف به نادانسته و جان گرانبهای خویشتن را از برای آنان که ارزش و لیاقت نداشته باشند به نقربانم و حتی جان خویشتن را از برای قادر مطلق این دنیا نیز نخواهمی به قربانیدن ... چه رسد از برای اموات و گنه کاران ... و آنان که مرا بدون دلیل آزارند و آنان که از باب زرنگی با من آشنا گردیده اند و آنان که در پی لگد مال نمودن حق سایرین و آنان را که در پی تهمت زدن و جعل و گنه کار جلوه دادن من به سایرین باشند را نه دلسوزی مانم و ایشان را مجازاتی سخت به تعیین نمودن چرا که آن مسلمانی و دین اسلام از برای آن دسته از خلایق بیامدن که از نگاه ما آدمان به غیب بر این زمین زیستن نمایند و آنان را که بد بودن و نه مسلمان به نظیف بودن و آنان که مرا طعم مردار چشودن را آن خداوند قادر مطلق مجازات خواهدی نمودن ... و آن شخصیت هایی که با صداهایی ناراحت و بیمار مرا همواره خواسته اند تا که حیوان ماندن تا که سر و تنم را به تسخیر نمودن و روح سرگردانم نمودن و تن های آدمی را چون کفش و دمپایی ابری دانند را من به نخواهمی و نتوانمی به بخشودن و ایشان بایستی در دادگاه هایی که در برابر چشمان شاکیان قرار دارند به محاکمه گردودن ... و آنان که نا امین بودن و در پی تخریب وجه شخصیت های دیگر مانند را زیستن به دشوار خواهدی شودن ... و آنان که در پی بهانه جویی بودن و خویشتن را بدلیل گنه کاری به خریت و نفهمی زدن را نیز من به نخواهمی و نتوانمی بخشودن ... چرا که ممکن است این دسته ها حق و حقوق سایرین را به پایمال نموده باشند و آنان را که استفاده های بد از دانش و کیمیاگری و سحر و جادو از برای آزار و اذیت دیگران و گره اندازی به بخت و اقبالشان نمایند را خداوند به محاکمه و پرسش نمودن و عذابی سخت آنان را باشد ... مخصوصاً آن دسته از خلایق را که به بهشت هایی از جاودانگی ره پیدا نمودند ... و خلایقی که از سایه ها و تاریکی خود را آویزه ذهن آدمانی گمراه نمودن تا از قدرت هستی و آفرینش ایشان همچون انگل به نفع خویشتن تغذیه نمایند را خداوند همه را به صحرایی جمع نمودن و همه ایشان تک تک مورد بازپرسی قرار خواهند گرفتن و حق به حقداران خواهد رسیدن ... و آنان که طریقت یکپارچه خداوندی را به توسط گروه ها و دسته های کوچک با روئسای ذیربط آلوده نمایند را گناهی بس بزرگ باشد که یحتمل جبران آن بسیار پر مکافات بودن ... و آنان که حقوقشان من جانب قبل به ستمهایی پایمال گردیده است و چنین آموختن که می بایست حق خویشتن را بزور از تن انبیاء و فرستادگان جدید خداوند بیرون کشیدن را بارانی از شرمساری در آن روز فرا خواهد گرفتن ... و آنان که موجبات سقوط خلایقی را بسوی قهقرای تاریکی فراهم ساختن را آتشی سوزان به جان خواهد افتادن که ایشان را جهت جبران گناه به نزد قربانیان خواهد فرستادن ...

تاریخ ارسال: چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 ساعت 03:48 | نویسنده: فرزاد | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد