X
تبلیغات
رایتل

دجال المسیح ... انسآن،حیوآن، شیطآن و خدای سبحآن و ...

ظهور منِ داغان، دجال المسیح، ضد مسیح ... مسیح دروغین و مهدی صاحب الزمان

پیامبران و رهبران الهی

در طول تاریخ افراد بسیاری بوده اند که نوع بشر از ایشان تا کنون تحت عنوان انبیاء یا الهیون یاد نموده است و معمولاً تصاویر ایشان را بگونه ای نمایش دادن که در جایی نشسته یا ایستاده که دور سر ایشان حاله ای در حال درخشیدن باشد ... معمولاً این دسته از افراد جزو آنانی باشند که دارای حواس فوق العاده بوده و لیکن معمولاً ایشان را انعکاسی از سوی خود ایشان بسویشان شتافتن چرا که دنیای ما آینه گون است و انعکاس وجود ما بر روی هر شئی و جسمی در اطراف ما شکل گرفتن ... به عنوان مثال از برای آن کس که چشم دلی فوق العاده باز و روشن دارد ... چنین شخصیتی با نگاه کردن به خورشید خواهد توانستن تصویر خویشتن را در آن دیدن و آن آینه بزرگ خورشید او را در درون فرشته ای نمایاندن که تصویر خود او بر سطح خورشید بودن و گویی آن شخصیت در دل خورشید نیز جای داشتن ... و چنین همدلیست که خورشید خواهد توانستن انکاسی از او را بسویش منعکس نمودن و لیکن از برای سایر کرات و اجرام آسمانی نیز چنین است ... و ما آدمان در دنیایی زیستن که آن چشم دل خویشتن یا ضمیر روشن را می توان به عنوان مرکز پرگاری در نظر گرفتن و آن مرکز پرگار چنین باشد که ما آن را نقطه ای کانونی از برای تابش و بازتابش حاصل از انعکاسات ستارگان و سیارات آسمان دانستن و لیکن از سویی زمین زیر پایمان نیز چنین نوایی را بسوی ما قادر به انعکاس باشد ... و لیکن در چنین مواردی بایستی آن فضای ذهن و باطن و درون خالی از هر گونه شخصیتی به مهاجم بودن ... چرا که آنان قادرند شما را دیدن و از جانب غیب و آن نقاطی که شما قادر به دیدن و مشاهده آن نباشید ... شما را کور نمودن و میان شما و انعکاسات کانون آینه و مرکز پرگار شما تفرقه اندازند و چنین تفرقه اندوزی می تواند از روی طمع یا دشمنی باشد ... در صورتیکه آن ضمیر باطن و چراغ و آینه شما به درستی روشن گردد ... به دلیل اینکه شما موجودی زنده و جاندار باشید و خواهید توانستن تا خدا را احساس نمودن ... امواج حاصل از تابش چراغ شما کلیه ابعاد عالم هستی را تا نهایت ممکن فرا خواهد گرفتن و اگر شما نسبت به چنین امری آگاه بودن ... قادرید تا بعنوان خورشیدی عالم تاب مورد عنایت و توجه و لطف خداوند بلند مرتبه قرار گرفتن ... و لیکن آن دسته از ستارگان و اجرام که به نوای شما توجه نمودن و بازتابی از برایتان منعکس نموده اند را می توان در آینه خیال مشاهده نمود و با فرشته نماینده هر کدام از آن ستارگان سخن گفتن ... و لیکن ایشان قادرند تا در فضای سر شما که آینه ضمیر خویشتن را در مرکز پرگارتان تصور نموده اید به دسته جمع و بهترین تقدیر ممکن را از برایتان به رقم زدن ... و لذا در صورتیکه شما قادر شوید در درون منظومه شمسی و روی زمین تفکرات و افکار منحصر بفرد و زیبایی ارائه نمودن ... آن روح زنده و گرم ماه و خورشید و زمین نیز و سایر اجرام منظومه نیز با هم به یکدیگر دست به دست هم دادن تا نسبت به تقویت نوای و انعکاسات شما از برای تابش با انرژی بیشتر بسوی سایر اجرام آسمانی اقدام نمایند ... و لیکن تا به قبل از اینکه من در چنین حوضه ای از اندیشه ورود نمایم ... با توجه به اینکه از هزاران سال قبل افرادی در قالب شخصیت های مقدس و مذهبی و انبیاء بر روی زمین زیستن که به توسط آیین و راه و رسم ویژه خویشتن آداب و رسومی را رقم زدن ... لذا تا جایی که من دانم ... تا به قبل از من از برای افراد روشن ضمیر چنین باب بودن که از جانب سایر کرات آسمان ... اندک فرشته هایی بوده اند که فقط به فقط با دانستن چرخ دایره البروج از برای ایشان سر پیچیده و تقدیر آن دسته از بزرگان را به رقم زده اند و لیکن چنین عده ای همواره در زندگی من نیز وجود داشته اند تا جایی که هر بار خواستند تا از برای من اقدام به دیدن تقدیر نمودن و لیکن من آن بودم که همواره با چنین موضوعی مخالفت نموده چرا که اصرار داشتم تا قبل از اینکه طریق و مسیر حقیقت را کشف به ننمودن ... ایشان حق طالع بینی از برای من را به نخواهند داشتن و آن ماه و خورشید و زمین چنین باشند که من ایشان را امانت دار خویشتن دانسته و از قوای مرکزی آنان چنین خواستم تا که مرا محافظت نمودن تا کسی یا موجودی به نتواند از طریق سفر زمانی و سبقت گرفتن از من ... مرا به دور زدن و بدین طریق از جانب آینده من آگاه گردیدن ... و لیکن موارد بسیاری در این باره وجود دارد که من هنوز به آنان واقف نگردیده ام و ما آدمان چنین باشیم که در دنیایی به چند بعدی در حال زیستن هستیم و من آنم که همه این دنیا را به نوای دانم و آن منظومه شمسی و زمین را نیز حاصل تابش و بازتابش نوای اجرام آسمانی چون به کهکشانم و خود را مطابق تحقیق و نتایج دانشمندان زمین آن نوری از ازل دانستن که به هنگام آن انفجار بیگ بنگ در دل ذره ای به لازمان و لافضای بودن و من آن فرزادم که خود در دل آن ذره به اشنودن و هننوز ندانم ز چه سوی است که من بودن و این دانم که علمم به بسیار زیادودن و خود را نفراموش به کردودن و در صدد این باشم تاکه دنیای خودم را خود بکشفودن و لیکن عده ای از غیب اطراف مرا فرا گرفتن که مرا آزار دودن و آن چشم دلم بندند و خواهند که خود علت من بودن و من آنم که بدنبال آن حقیقت نظم جهانم و آن حقیقت طلبم که خود ندانم ز چه سو به این جهان بودن و آن چشم دلم را نه به بستودن و آن کنج دلم را نه به کس دودن ... و لیکن من آنم که خود را به زمان وابسته ندانم و در لازمان به زیستن کانم و لیکن عده ای از دنیای اموات و الهیون و انبیاء که از قبل مرا فرا گرفته اند ... به توسط دانش و رسم و رسوماتی که از دیرباز توسط آدمان بر زمین کشف گردیدن ... مرا دوره نمودن و طبق رسم و رسومات کهن مرا خواهند به بُر زودن و مرا گویند که مثلاً فلان اجنه تو را به عاشق گردیدن و خواهد که با تو به ازدواج نمودن و ندانم ز چه سو چنین طمع کودن و لیکن فقط چنین فهمیدم که آن ازدواج جنیان با آدمان بهر گرفتن جان از برای زندگی پس از مرگ باشد و چنین دانستم که برخی از آن جنیان روی زمین که وجودشان حاصل از بازتابش تصاویر اجرام آسمانی باشد ... بر روی زمین به سرگردان بودن و در ناخودآگاه به زیستن و به تن خلایقی چون آدمان حسادت نمودن و خود را به چنین دانستن که بسیاری از آنان بدلیل انعکاس نوای ضمیر و آینه خویشتن در آسمان خداوند بودند و عده ای مرا از قدیم به یافتودن و ندانم با این تصاویر خویشتن چه کنم و بی کسم بودن و برخی از آنان به خباثت خودا به پیمودن و آن تنهای آدمان به دزدودن و خود را به پنهانودن ... و مرا حقیقتم به ناگودن ... و دسته ای ازایشان موجب جاودانگی عده ای از اموات امروزی به گردودن و آن اموات را همگی بر سرم فرو ریختن ... و مرا آزار دادن ... و آن به عینکی کیست مرا خیانت نماید ... و من آنم که در جهنمی به پنهانم ... و آنم که خودم به آدمانم ... و خودم را بینم سجده نمانم ... و خودم را به نه مار و انگبانم ... و خودم را به نگهبان جهانم و تنم به سوء استفاده نانم و من آنم که خودم همان یکانم که خودم به صفره دانم و خودم در آتش و آب نهانم و خودم به ابر و باد و رنگین به کمانم و خودم نور همه ستارگانم و خودم را آدم نام ندانم و خودم را بر گوشم گره دانم و گره به کار خلقی به نزانم و ندانم ز چه سو خوش گذرانم و به دین انبیاء نه احترانم ...

تاریخ ارسال: یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 ساعت 09:30 | نویسنده: فرزاد | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد