X
تبلیغات
رایتل

دجال المسیح ... انسآن،حیوآن، شیطآن و خدای سبحآن و ...

ظهور منِ داغان، دجال المسیح، ضد مسیح ... مسیح دروغین و مهدی صاحب الزمان

حد بی نهایت عالمین

از دیرباز تاکنون درباره خلقت دنیا و نظام آفرینش بینش ها و نظریات متعددی از سوی برخی انبیاء ... فلاسفه و دانشمندان ارائه گردیده است ... و لیکن بسیاری از افرادی که بر زمین در حال زیستن باشند از طریق برخی ادیان الهی و یا از طریق غریزه خود آدمی اعتقاد به جاودانگی داشته و بسیارند آنان که از برای دنیای پس از مرگ خود نیز عوالمی را بصورت بهشت در ذهن خویشتن فرض نموده و ممکن است ایشان به ناخودآگاه به طرایقی دست به خلقت آن نیز زده باشند ... از سویی اگر من نوعی به چنین مسئله ای معتقد باشم ... همواره خواهم توانست تا از برای خویشتن دنیاها و عوالمی را در نظر گرفتن که در میان آنان مشغول رفت و آمد بودن و لیکن در این لحظه من در حال زیستن بر روی زمین بوده و از دنیای پس از مرگ خویشتن که به آن ره خواهم یافتن باخبر نبودن و از سویی خود نیز دارای این حق باشم تا که از برای خویشتن دنیاهایی به مجزا به خلق نمودن تا که بتوانم به آنان ورود نمایم ... و لیکن از سویی نیز مطابق قوانین قانون گذار این دنیا ... اگر من دست به انجام گناهی زدن و در این دنیا به نتوانم گناه خویش را جبران نمودن ... این پدیده ممکن است باغث نزول من به دنیایی سطح پایین تر گردیدن و نخواهم توانستن تا از مزایای دنیایی بهتر استفاده نمودن و من چنین روندی را در دو جهت و روال آن را رو بسوی بی نهایت دانم ... و بار دیگران را نخواهمی به کشیدن و شفاعت آنها را نمودن و لیکن از سویی نیز خود را در نظر گیرم تا که بتوانم بار عده ای را نیز به کشیدن و ایشان را نیز به دنیاهایی بهتر فرا خوانم ... و لیکن در کل برای هر خلقی نظام انتقال دنیایی به دو سوی صعود و نزول ختم خواهد گردیدن و این صعود و نزول می تواند به عنوان بهتری و بدتری تلقی گشتن و لیکن امروز و اینجا من خواهم توانست این دنیا را سپری نمودن و گناهی انجام ندادن تا اینکه بتوانم خود را به عالمی بهتر رهنما گردیدن و از سویی در صورت لغزش به دنیاهایی پایین تر خواهم رفتن که ممکن است در ایشان جانم در عذاب باشد و لیکن نفرین دیگران نیز بر این پدیده تاثیر گذار است ... و لیکن از سویی من خواهم توانست تا دنیاهای فوقانی را به دنیاهای نورانی گفتن و دنیاهایی پایینی را به عوالم تاریک بیان نمودن و لیکن نور و تاریکی را می تواند معناهای متفاوتی باشد ... و من از برای چنین مسافرتی ابتدا نیاز به ملکی خواهم داشتن تا که بتواند دنیاهای پیش روی مرا با بهترین صلیقه خلق و توصیف نماید ... و من در صورت برتر بودن دنیای خویشتن نسبت به سایرین خواهم توانستن نمونه هایی از آن را به سایرین نیز هدیه دادن ... و لیکن مرا چنین باور باشد که خداوند عظیم الشان در میان عوالم خویشتن نقاطی را جهت اشتراک ذهنیات و نظریات خلایق خود قرار دادن تا که بتواند از برای ایشان همواره بهترین ها را به ارمغان آوردن ... و این از برایندها حاصل خواهد گردیدن ...

و از سویی من آن بودم که این دنیای پیش روی را از ابتدای آن آفرینش به نشان بودم ... و من آنم که قادرم تا از میان دنیاهای خویشتن آن هنگام که عده ای قصد داشته باشند با سحر و جادو بر من غلبه نمایند به فرار نمودن و مرا پرشی به صفر و یک باشد که آن را دیجیتال دانم ... و از برای آن الهه ای دانم تا که بتواند نه تنها من ... بلکه همه را از موقعیت های بد و بندگی برهاند ... و آن را "فرانک" دانم و لیکن آن را نام نباشد که آن نام را کسی به ناتواند ...

و الهه ای زورگو نیز مرا باشد که در مواقع سخت از سوی قادر مطلق فرستاده گردیدن تا که بتواند همه بندها و زنجیرها را در هم شکستن و خلایق را از بندگی به نجات دادن ... و عده ای آن را "گاو نر آسمانی" دانند ... و آن را "ورزا" دانم ... و آن انتقام گیرد ...

و یکی هم پیری باشد که آن را "فرزانه" دانم ... و آن پیر را به واسطه دانم ... و یکی نیز پیری باشد که آن را "پیر هما" دانم ... و یکی هم اژدهایی به صاحب "چاه" دانم ...

و یکی هم ... "شیری" که از کهکشان دانم ... و یکی هم "کیری" که آن را اضافه دانم ... و آن "کیر" است که بدون آن به نمانم ...

و یکی هم خود را به رهنما دانم ... و فرعونی که نشان دیکتاتور آن بی ... و اهورا مزدا و انگره مینو ... که حد بالا و پایینی ... و گرگی که میزان نمینی ... و حلقه ای که نماد معرفت اینی ... و دلقه ای که همه را مقامی نی ... و مقاماتی که به مسخره فهمینی ... و قلمی که مرا به نا دُو به شینی ... و نامانی که با کلام به نا توینی ... و کلمی که استوار به نامینی ... و نام اعظمی که ناشنوا مینی ... و دهری که برای بندگی نی ... و شهری که برای زندگی نی ... و بحری که برای جندگی نی ... و نهری که برای رندگی نی ... و قهری که برا یکدندگی نی ... و زهری که برای خودکشی نی ... و بشقاب پرنده ای که در میان عالمینی ... و سهراب کشنده ای که مقام رستمی نی ... و مهری که به داوودینی ... و زهری که به کاهو دینی ... و تهری که به شاهو دینی ... و اُهری که به ماهو دینی ... و نماد آسمان شب اینی ... و همه ستارگان شب آن را علامتی نی ... و همه صاحب دلان را تو به نالوتی نی ... و همه عاشق کشان را تو به جالوتی نی ... و همه نامردمان را تو به سالوتی نی ... و خدایی که آن همه خدا دَد ... و عالمی به جدا دَد ... و خودش میان آسمان و زمین بکابَد ... و فراماسون هیولا بَد ... و فرزادی که فرشته رهنما بَد ... و مقاماتی که به رسوا بَد ...

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1396 ساعت 16:58 | نویسنده: فرزاد | چاپ مطلب
نظرات (1)
جمعه 15 اردیبهشت 1396 00:07
s [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فرانک ؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد