X
تبلیغات
رایتل

دجال المسیح ... انسآن،حیوآن، شیطآن و خدای سبحآن و ...

ظهور منِ داغان، دجال المسیح، ضد مسیح ... مسیح دروغین و مهدی صاحب الزمان

علم حشره شناسی ... محشر کبری

در آیین فراماسونری که از روی کارت های پاسور یا ورق بازی قابل پیگیری باشد ... در برخی از کارت های بازی بسان "کِم" انتهایی ترین برگ آنان رانقشی به "زنبور عسل" یا "Bee" باشد ... که من پس از مدتها سر و کله زدن با اجنه و چنین نتیجه گیری نمودن که مراجعه این تعداد از اجنه یا خدایان و فرشتگان از بابت کشف "شیر کهکشان" و درخواست مقام از جانب وی باشد ... روزی به این نتیجه رسیدم که چنین حجم تقاضا را با پاسخی از جانب یک ملکه زنبور عسل بایست دادن چرا که زنبوران عسل حشراتی باشند که بصورت اجتماعی زیستن نمودن و با چنان نظمی ادامه دادن که هیچگاه هیچ غریبه ای به نتواند آشیانه ایشان را با آلودگی مواجه ساختن و لذا همواره آن را با نظافت خاصی نگهداری نمودن و از سویی آنان در میان گلها زیستن و ظهور و بقای آنان به عنوان نشانه ای از وقوع بهشت بر منطقه ای باشد و لذا ایشان دارای چنین قابلیت باشند که دارای دیدی ماوراء بنفش بودن و قادرند تا پروتوهای زرین خورشید را نیز بسان گرد افشانی گلها پیگیری نمایند چرا که معمولاً خورشید قادر است تا به جاندارانی که روی زمین زیستن نمودن نور الهی بخشیدن و من این نور الهی را لحظاتی در این عالم و لحظاتی در یکی از عوالم خداوند موفق به روئیت گردیدم و لذا در عجبم که چرا خورشید آسمان ما زمینیان ما را داغ به تابیدن و آیا این بدلیل سنگین بودن بار گناهان ما نیست که خورشید به ظاهر از ما دل کنده است؟ و من چنین دانسته و آگاهم که خورشید چراغی را ماند که همواره بر تک تک خلایق زمین ناظر بوده و قادر است تا جداگانه و بصورت خصوصی با تک تک ایشان ارتباط برقرار نمودن و لذا می تواند به هر کدام از خلایق زمین با توجه سطح آگاهی و سطح درک و شعور و پاکیزگی ایشان که من از آن تحت عنوان "مسلمانی" یاد نمودم تابیدن و تک تک خلایق زمین را تلالوئی ویژه بخشیدن ... و لذا از سویی در یکی از عوالم خداوند چنین دیدم که ملکی از جانب خداوند بسان اژدهایی قادر بود تا خورشیدی بسان تکه ای عسل نورانی و درخشان پدید آوردن و لذا مرا نیز به چند قدمی آن بردن و من چنین دیدم که آن چراغ بسان کره ای از شهد اورین در حال قطره قطره چکیدن بر سطحی بودن و آن بسیار از برای من داغ جلوه می نمود ... و بدیدم که خود آن ملک به جانب خورشید نزدیک شدن و از رودی که در زیر آن به جاری بود جرعه ای نوشیدن و لذا آن مرا به اژدهایی مانستن و ندانم آن چگونه و از ترکیب چه جاندارانی پدید آمدن و لذا با توجه به اینکه این دنیای خویش و این نظام آفرینش را به همراه موجودات زنده گسترده ای یافتن و از سویی اعتقاد بر این باور که تمامی اجرام آسمانی و پدیده های پیش روی و هر آنچه که با آن مواجه می توان به گردیدن به سان آینه ای می تواند انعکاسی از جانب خویشتن بسوی ما ساطع نمودن تا که قادر باشیم تا تصویر خویش را در آن دیدن و هر یک از ایشان دارای جلوه گاه هایی ویژه و مخصوص خویشتن باشند که دارای اثراتی به نیک و بد است و بایستی آن اثرات نیک و بد را در غالب دنیاهایی مختلف از یکدیگر جدا نمودن ... به این نتیجه رسیدم که با در نظر گیری تعداد اجرام آسمانی و تعداد جانداران زنده و غیر زنده و هر آنچه که محاسبه نماییم بتوانیم بگونه هایی با بهره گیری از دانش آمار و احتمال دست به آزمون و نه خطاهایی زدن ... و تمامی آنچه را که می تواند تحقق پذیرفتن از دیدگاه های مثبت و منفی بررسی نمودن و جداسازی ایشان ... چرا که هر تنی را میزان مقاومتی بودن و آن سطح مقاومت نبایستی از هم گسستن و از سویی آن بازتاب هایی بد را نیز در عوالم جداسازی و تفکیک شده به غربال نمودن تا که بتوانیم از ترکیب و در هم کنشایشان نیز به سطوحی عالی از بازتاب و جلوه گاه آفرینش و ذات خداوندی آن عالم مذکور دست یافتن ... چرا که معمولاً صفات نیکو و عامه پسند مورد استقبال جمیع خلایق و صفات رذل و ناپسند و ضرر و زیان رسانیدن به یکدیگر از سوی بسیاری از جوامع جانداران ترد شده به حساب آمدن و لیکن با در نظر گرفتن حق آزادی جانداران با نگرش به میزان فهم و شعور و استعداد ایشان و تلاش مستمر از بابت بالا بردن این سطح آگاهی و شعور از برای آزادی آن جانداران ویژه ...  لذا از سویی با توجه به اینکه هر موجود زنده در این عالم و این نظام آفرینش دارای نقاط ضعف و قوت خاصی بودن و بشری بسان آدمی با مطالعه و آموختن چنین نقاط ضعف و قوتی می تواند به نوعی از تماس با آن نو از جانداران بهره های خاصی بردن و این شاخه ای از علم باشد که از آن تحت عنوان بایونیک نام بردن و همچنین محاسبه آمار و احتمالی روند تکامل و جهش های ژنتیکی و از سوی طراحی و پردازش عوالمی در غالب سیستم مجازی و تفکر درباره آنچه که می تواند خلق گردیدن و بهینه سازی مستمر ایشان ... و یاری خداوند از برای تسریع امور حیاتی جانداران و رسیدن به سطوح فوق العاده آزادی نسل های آیشان بگونه ای که هیچگاه دچار بحران های روحی و افسردگی و نا آرامی جان نگردیدن و از بودن خویش به نهایت لذت و آرامش دست یافتن و از برای ارتقاء سایرین نیز تلاش نمودن ...

لذا مرا با علم به نکاتی چنین بدست آمدن که با بهره گیری از نگرش الهی و رسیدن به چنین دستگاه پیشرفته عدالت ... و مطالعه این نکته که علم زیست شناسی و جانور شناسی ما آدمان در سطحی ابتدایی قرار دارد و از سویی با مطالعه این واقعیت که در دنیای پیش روی به عنوان یکی از نکات قابل توجه ما برخی از جانداران بسان سوسک و عقرب و زنبور و ... را استعدادی ذاتی باشد که قادر به تحمل شرایط جوی نامساعد حتی در سطح آلودگی های رادیواکتیو نیز باشند ... لذا به این نتیجه دست یافتن که با داشتن تکنولوژی و سطح فرهنگ لازم می توان با این موجودات بگونه هایی خاصی ارتباط دوستانه برقرار نمودن و از ایشان درخواست کمک و یاری نمودن و یا اینکه با مطالعه آنزیم های درونی و ترفندهای زیست محیطی ایشان می توان به ترکیباتی دست یافتن که حتی بتوان به محیط های نامساعد سوزان نیز ورود نمودن و لیکن این را به عنوان نکته ای سخت گیرانه اشاره نمودم و لذا مرا چنین در ذهن بیامدن که با توجه به اینکه امروزه در فرهنگ برخی از جوامع پدیده ای به عنوان حشره خواری رایج گردیده است و آن ممکن است از برای برخی از افراد ساکن بر زمین مزایا و از سویی مشکلاتی ایجاد نماید ... لذا مرا از طریق ارتباط با عده ای از ایشان که بسان جن و پری بوده و با من صحبت می نمودند چنین دریافتم که یحتمل می توان با کمک ایشان به ترکیباتی موثر از برای ترک اعتیاد و شفای کامل بیماران معتاد به مواد مخدر دست یافتن ... لذا مرا در ذهن است تا روی چنین برنامه ای اندک تمرکز و مطالعه نمودن تا شاید که بتوانم به داروهایی صد درصد موثر در این زمینه و همچنین در زمینه های دیگر دست یافتن تا که بتوان سطح رفاه و سلامتی همنوعان را بالاتر بردن و کم کم درب بیمارستان ها را از برای همیشه بستن و به آنزیم هایی دست یافتن تا بدن انسان قادر باشد تا خود را با داشتن هر سطح از جراحت و نقص عضوی به سرعت ترمیم نموده و بر طول عمر خویش نیز بیفزاید ... و گویی مرا دوران زیستن "نوح نبی" در پیش روی آغاز گردیدن و در حال حاضر وقت است تا کم کم دنیایی جدید در برابر نسل جدید انسان و سایر جانداران قرار دادن و از وقوع هرگونه طوفان و نفرین بر جمیع خلایق به پرهیز نمودن ... چرا که دریافتم این کیهان به ظاهر لایتناهی فقط به فقط یکی از میلیون ها و چه بسا میلیاردها کیهان پیش روی قرار گرفتن که قادر است با روند رشد و تعالی منحصر به فرد ... اقدام به توسعه و گسترش و تکثیر خود در میان جوامع کیهانی نمودن و مرا در باور است که از برای جوامع کیهانی نیز کنفدراسیون هایی موجود باشد که روی این نوع روند رشد کار نمودن و لذا زمین ما در چنین کیهانی وقوع یافتن و این می تواند از برای اولین بار در دنیای پیش روی طرح گردیده باشد ... از سویی با دانستن نکاتی درباره نظام خلقت  آفرینش مرا چنین در باور باشد که خلقت یک کیهان جدید بسیار آسان بوده و لیکن نگهداری و مدیریت آن احساس مسئولیت فوق العاده ای از جانب مدیر آن به طلب نمودن ... چرا که با علم به اختراع دنیاهایی رایانه ای و الکترونیکی مجازی و روندی بسوی تحقق آنان در میان جامعه بشری مرا در باور باشد که ما بزودی به ابزار و تجهیزاتی دست خواهیم یافتن که یحتمل به اندازه یک عدد مودم اینترنت بودن و به توسط کلاهکی می توان با خواب مصنوعی بدان ورود نموده و از گردش درون آن لذت بردن و این دور از ذهن نیست که ممکن است تا دنیای ما نیز یکی از این دنیاهای مجازی باشد که در درون دستگاه جوانی خلاق و با انگیزه مثل خودم که در حال مصنوعی قرار گرفته ای باشد و لذا این دنیایی با انعکاس چند وجهیست که هر شخصیتی می تواند دنیای ماوراء خویش را چنین نگریستن ...

و مرا با نظاره این تصویر از دوران حکومت فراعنه بر زمین چنین آمدن ...


آن تصویر فوق که بر گستره آسمان با سینه ای که پستان دارد خم گردیده است و در درونش پر از ستارگان است در واقع من الان روی زمین باشم که مسیر حرکت خود را چون بادی از جانب آسمان و فضا به دنبال نموده و جماعت اجنه از برایم آن را به نمایان نمودند و آن در عصر فرعون الهه ای بنام کِب خوانده میشد و آن شخصیت پایینی که تن آن پر از پرهایی باشد ... تنی باشد به همزاد من که از دوران حکومت فراعنه تا کنون بر روی زمین از طریق علوم غریبه آن را در تعقیب بودند و آن قو یا غازی است از جانب بهشت بر زمین نازل گردیدن تا به زمینیان بهشت برین دادن و آن نیز انعکاس همان تن فوقانی بر روی زمین بودن که می توان او را بسان پازلی از میان صدها و چه بسا هزاران تن به بیرون کشیدن و با توجه به اینکه من در این ایام که بر روی زمین زیستن و تن های مذکور همگی فوت گردیده و در دنیای اموات باشند ... لذا بازسازی ایشان نیازمند یاری پیری دارد که از سوی خورشید به زمین نازل گردیده است و آن همان زرتشت نبی پیامبر ایرانیان باشد که میان من و تنِ ده هزار سال یا حول آن قرار دارد و لیکن می توان آن زرتشت را سلیمان نیز در نظر گرفتن و از همگرایی ایشان به انعکاسی سه گانه از پیکری دست یافتن که بایستی به بشریت بهشتی جاودان به هدیه دادن و آن دو پرنده نیز شاهد آن باشند و بر آن نظارت به نمادند و آن دو قایق مقابل نیز تصویر نوح نبی باشند که به همزادند و آنکه طبقی بر سر دارد را ندانم به هورس نام دادن یا خورس که گویند آن را نام یحتمل به "حسین ابن علی" (ع) باشد ... و آن طبق را در فوق دو شاخک به نماد هفت و در زیر سه خط وجود دارد و آن نماد مقامی است که از سوی خداوند به عنوان نمونه از برای تحقق بهشت برای سایرین فرستاده شده است و از جانب عالم فوقانی بیامدن و آن عدد 73 را منطقی باشد که عده ای از افراد که با علوم غریبه سروکار دارند از آن با خبر باشند و آن به عنوان خبری از برای تحقق بهشتی به سرزمینی رویایی از برای جانداران زمین است و آن را تحقق به نزدیک باشد ... و گویی آن که نماد آنخ بدست دارد را امروز مقامی بنام "بعل" باشد و آن که در زیر باشد را نام "نات" لقب دادن و آن آنخ نماد جاودانگی است که از آن ایام بشر روی آن همواره تحقیق نمودن و جان خود و انبیاء و عده ای از شاهان را از برای آزمایش روی تحقق بهشت در نظر گرفتن و ایشان را مقاماتی الهی بخشیدن ... من به صاحب دو قرن بود که به ماقبل متصل بود ... و من وابسته به زمان نبود ... و زمان از برای کوه نبود ... و من آن پدیده زمان را به اهمیت ندانم ... و هیچ کس و هیچ مقام و منصبی و قانون گذاری بر زمین و آسمان و کهکشان و کیهان به نتواند توانستن مرا به بند زمان و وقت و ساعتی به نامودن ... و هیچ کس جز من این مقام را به نداشتن ... و آن خدایان و فرشتگان و ملائک را تا آن میزان که من دانمی همگی انعکاس نوایی من جانب قطبی از آفرینش بودن و شخصیت خدایانی چون بعل ... عزازل ... انگره مینو ... و هر کدام که خواهم فهمیدن را چنین باشد که انعکاس نوای خود بودن و هیچکدام به غیر از خویشتن به نابودن و فقط به فقط در میان ایشان نامی به آشنا بودن که از برای دنیای من تقدیر به گرداندن تواند و آن چراغ خورشید منظومه ماند و تقدیر من من جانب آن عرصه و اعیان کل کیهانَد و هیچ کس و ناکس به نتواند مرا در این میان و از برای قطب تقدیرم پاپوشی به دوختن و خداوند او را بنده گرودن ... حتی به گره مویی بندودن ... و در برابر آن مالک اموات نیز من بودن و هیچ شخصیتی من جانب اموات شهیدان و اسرا و مفقودین و انبیاء و شاهان و گدایان و خدایان و هر آن کس که امروزدر وادی اموات به سر می برد به نتواند بدون وساطت ملک الموت ...یعنی ملک دنیای اموات و نه شخصیت و تنی به قلدر از برای دیگران و این و آن مرا به وصل اودن ... و مالک اموات ... و آن بهشت... و هیچ احدی به نتواند مرا آینده دیدن ... و خود حاکم بر قطب میزانم و خود حاکم بر قطب تقدیر خودانم ... و خود حاکم بر قلم خویش تن مانم ... و ناقلایان را که به بهانه سجده ای مرا به گندودن به نابخشوده دانم و آن نابخشودگان را به ننویسم تا عذابشان دانم ... و آن خداوند قادر مطلق زمین و آسمان و هر آنچه که هست و نیست است که مرا دیدن تواند و هیچ بنده و خلقی او را به ناتواند و نخواهدی توانستن و آن نه آدمی و جانداران زمین است ... و نه او را صفاتی دانم ... اوست آن بینیاز قادر مطلق ... اوست فرامانروای بی سخن ... اوست آن که گره گشای همه خلایق است ... اوست که نوای بودن از او جاریست و غیر از گُل به گُلان نیست ... و اوست آنان را که با کلمه مرا به بازی نمودن و رقص کلام در پیشگاه دیدگان قادر مطلق هستی از برای گره انداختن در کار خلقی نمایند ... به ذره بیناند ... و اوست که همواره عوالم خویش را به آگاهانه از برای خلقی به آزمون آفریند ... و آن خلق مرا به نامیند ... و خلق خود را مقام به فوق به نابیند ... و آن خلق خود را به سرنوشت دست دوز به نابیند ... و خلق خود را قلم به دینَد ... و خلق خود را به ره گشا دینَد ... و خلق نه ادعای مسلمیند ... و نه آن پرنده ای او را به اَن کینَد ... و نه آن چرنده ای او را به گُه چینَد ... و نه آن خزنده ای او را به نُه رینَد ... و نه آن جونده ای به ناپسند اینَد ... و نه آن لونده ای با آن زرنگینَد ... و نه آن هونده ای خال مشکینَد ... و نه آن کفنده ای به گور اسبی نَد ... و نه آن دفن ده ای به شور مشکینَد ... و نه آن آل و ازال و لم یزالی که به گوشیند ... و نه آن خلق که دردیند ... و نه آن بن که به دل مقام را بیند ... و نه آن من که خودا به آن خداییند ...

تاریخ ارسال: یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 ساعت 17:49 | نویسنده: فرزاد | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد